روزنامه نگاری، ارتباطات و روابط عمومی
خوش فکر و خلاق، مثل همیشه. نکته بین و پیگیر، مثل همه وقت‌ها. محسن رو می گم. قبل از تولدش خبردار شدم. "کودکان" سرزمین من رو می‌گم. آمد و حرف زد. گفت و شنید. از سر لطف نظری هم خواست. محسن رو می‌گم.
نتیجه همه ابتکارهاش با خوش‌سلیقگی‌های آقای هاشمی‌شهرکی به عنوان مدیر هنری، آنچیزی شده که امروز تماشایش کردم. خوندمش. عالیه. خیلی خیلی نزدیک به استاندار تهیه و انتشار یک نشریه برای کودک و خردساله.
برای اولین باره که می‌بینم یه روزنامه‌نگار برای انتشار نشریه ویژه گروه سنی کودک اون‌هم با موضع تخصصی، به چاپ ترجمه و داستان و شعر متوسل نشده و صفحه‌ها رو پر نکرده؛ کاری که تقریبا همه مجله‌های هم گروه‌اش چنین می‌کنند، بدون نقشه و برنامه.
درباره همه جزییات "کودکان" سرزمین من، دستپخت "محسن ظهوری"، ساعت‌ها می‌شه در جمع حرفه‌ای‌ها حرف زد. محسن هر جا هم که پا بگذاره، خیالت راحته که اتفاق‌های خوب در راه هستن. سرزمین من یکی از مقصد‌های یه آدم خوش‌فکر و دلسوزه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 تیر1393ساعت 19:22  توسط مهران بهروزفغانی  | 

انتظار نداشتم برای جشنواره مد و لباس حدود 500 اثر مطبوعاتی در بخش های مختلف برسد، اما رسید و اتفاقا چه کارهای خوب و قابل تاملی.

مسئولان کمیته فرهنگی سومین جشنواره مد و لباس امسال دست بالا گرفتند و با همه تنگناهای مالی جشنواره، سعی کردند نفرات برگزیده بیشتر باشند و خب در نهایت همکاران مطبوعاتی بیشتری جایزه می‌گیرند. مبارک‌شان باشد.

این را نوشتم تا بگویم هنوز هم حوزه‌های زیادی برای نوشتن در مطبوعات هست که گویی فرصت نشده همکاران مطبوعاتی، آنها را جدی بگیرند و با راه‌اندازی ستون و صفحه و ابتکارهای دیگر، بیشتر از همیشه، توجه‌ها را جلب کنند.

  به عنوان یکی از داوران این جشنواره (داور دیگر سیامک رحمانی است و سومی را نام نمی‌برم)، وقتی آثار را می‌خواندم، متوجه شدم که همکاران ما با چه ذوق و شوقی دارند در نشریه‌های‌شان درباره لباس و آراسته بودن، چه پوشیدن و چگونه پوشیدن و الخ می‌نویسند. قلم‌های جدید، پرداخت‌های حرفه‌ای و زاویه نگاه متفاوت این همکاران را بگذارید کنار تیتر مطالب و البته گرافیک گاه خیره‌کننده مطبوعاتی.

به نظرم باید درباره روزنامه‌نگاری سبک‌زندگی و همه اجزای آن، تحقیق‌های جدی دانشگاهی انجام شود و صدالبته، در کنار آن باید از تجربه روزنامه‌نگاران خوش‌فکر در این حوزه هم به خوبی استفاده کرد. وقت‌اش رسیده از برخی جزوه‌های تکراری مدعی آموزش روزنامه‌نگاری و خبرنویسی و ... فاصله گرفت.

روزنامه‌نگاری همیشه تشنه حرف‌های تازه است؛ روزنامه‌نگاری سبک‌زندگی یقینا تشنه‌تر.

جشنواره مد و لباس در سومین سال برگزاری‌اش، از 15 اسفند کلید می‌خورد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1392ساعت 16:12  توسط مهران بهروزفغانی  | 

کتاب  > مترجمان- همشهری آنلاین:
علیرضا فرهمند روزنامه‌نگار پیشکسوت و مترجم رمان ریشه‌ها در سن ۷۳ سالگی در بیمارستان سجاد تهران دار فانی را وداع گفت.

علیرضا فرهمند مترجم و روزنامه‌نگار پیشکسوت ایرانی و مترجم کتاب «ریشه‌ها» نوشته الکس هیلی، صبح امروز در سن 73 سالگی درگذشت. فرهمند که مبتلا به بیماری سرطان ریه بود صبح امروز و در بیمارستان سجاد تهران دار فانی را وداع گفت.

به گزارش مهر، فروغ گلشنی همسر این مترجم فقید گفت: به علت اینکه برادر آقای فرهمند در آمریکا به سر می‌برد و خواستار حضور در مراسم خاکسپاری او شده، برنامه تشییع ایشان روز جمعه هفته جاری در بهشت زهرا (س) انجام می‌شود.

درهمین حال فروغ گلشنی همسر زنده یاد علیرضا فرهمند در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس درباره درگذشت همسرش اظهار داشت: ساعت 4 و سی دقیقه صبح امروز همسرم علیرضا فرهمند در بیمارستان سجاد تهران به دلیل بیماری سرطان دار فانی را وداع گفت.

به گفته وی مراسم ختم او هم روز یکشنبه 29 دیماه در مسجد نور از ساعت 3 تا 5 برگزار می‌شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1392ساعت 18:56  توسط مهران بهروزفغانی  | 


شب كه گر گرفت، روشنايي كه خاموش شد، پنجره ها را كه بستند و پله ها در انتظار سنگين رد پاي صبح فردا به خواب رفتند، آتش كبريت، صورت پسرك را روشن كرد.

تاريكي، همه را خواب كرده بود. مي رفتند تا انتهاي رويايي كه گاه شيرين، گاه تلخ مي شد. غلت مي زدند روي زمين ، روي ديواره هاي تنگ تختي كه ناله اش از چوب خشك، بيرون مي زد. همه خواب بودند كه آتش كبريت دوباره گر گرفت. دل شب و تنهايي اتاقي كوچك و تار، از آن همه آتش مي سوخت. آتش بر آتش گذاشت. لب به ليوان چاي تلخ دوخت. خواب نبود، بيدار نبود. هوشيار نبود. اما آتش بر آتش مي گذاشت و مي گداخت. او شب زنده  دار است، اما ...

نوشته‌ای از آرشیوم. در روزنامه همشهری منتشر شد (1382)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1392ساعت 17:23  توسط مهران بهروزفغانی  | 

سایت ( socialmedia.ir) رسانه های اجتماعی را مدتی است می خوانم، یا بهتر بگم مطالبش برایم ارسال می شود. نکته ها و خواندنی های مفیدی در حوزه های مورد علاقه خیلی ها دارد. عضوش شوید تا ببینید اشتباه نکردید.

رسانه های اجتماعی

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1392ساعت 18:42  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

روزنامه‌نگاری ایران عقیم است، چون نتوانسته آدم جدیدی را از دل خود بیرون بیاورد و حتی بسیاری از روزنامه‌نگاران خوش‌فکر ما از ایران رفته‌اند و تعدادی حرفه ای هم که در ایران هستند، حس و حال کار کردن ندارند. از طرفی هیچ نوع هیجانی در روزنامه‌نگاری ایران وجود ندارد و روزنامه‌نگاری به‌شکل یک کار اداری و بایگانی درآمده است.

متن کامل مصاحبه من با ایسنا را در ادامه بخوانید.

دسترسی به این مطلب در خبرگزاری ایسنا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1392ساعت 17:5  توسط مهران بهروزفغانی  | 

عكس خبر را تكميل مي‌كند. عكس در بسياري اوقات گوياتر از خبر است. عكس به تنهايي خبر است و هزار مزيت ديگر كه مي‌توان درباره استفاده درست و به موقع از عكس نوشت؛ بيشترش را در كتاب آماده تدوين "شرح عكس‌نويسي" آورده‌ام.

اما چرا اينها را نوشتم؟ تقريبا از روزهاي اول شروع انتصاب‌هاي دولت آقاي روحاني، كمتر خبرگزاري و يا وب‌سايت خبري را ديده‌ام كه وقتي خبر از يك انتصاب مي‌نويسد، دقيقا عكس موردنظر خبر را منتشر كند. يعني شما همواره به جاي ديدن عكس و چهره شخص منصوب، همواره عكس شخص صادركننده حكم انتصاب را مي‌بينيد.

به اين آدرس برويد و ببينيد. 

دبیر هیئت دولت منصوب شد

چندمين بار است كه خبر انتصاب فلاني و بهماني را در فارس مي‌خوانم ولي هميشه عكس خبر آقاي مهندس جهانگيري ضميمه خبر است. شايد با من هم‌عقيده باشيد كه براي يك رسانه آن‌‌لاين، خبرگزاري و چه و چه اين موضوع يك نقطه ضعف جدي باشد. ضعفي كه در دنياي ديجيتالي امروز جبران آن كار اصلا سختي نيست.

خبرگزاري فارس تنها نيست

اين هم نمونه‌اي از خبرگزاري مهر

4 انتصاب وزیر جدید نفت در یک روز/ اولین انتصاب برای احیای دیپلماسی انرژ


سايت رياست‌جمهوري چه مي‌كند؟

حالا به سايت نهاد رياست‌جمهوري هم سري بزنيد و ببينيد كه چنين مشكل و نقطه ضعف بزرگي هم در سايت رياست جمهوري هم هست. روي لينك‌هاي زير كليك كنيد:

انتصاب رحماني فضلي به عنوان دبيرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر

انتصاب «سيف» به عنوان «رييس کل بانک مرکزي»


توضيح مختصر:

اميدوارم هرچه زودتر كتابم با نام "شرح عكس‌نويسي براي رسانه‌ها" منتشر شود، جون آنجا مفصل درباره معيارهاي انتخاب عكس توضيح داده‌ام ولي عجالتا مي‌دانيم كه استفاده از عكس در خبرهاي انتصاب براي شناساندن چهره‌هاي جديد منصوب است نه افرادي كه چهره‌شان را مرتب در تلويزيون و يا رسانه‌هاي تصويري ديگر ديده ايم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1392ساعت 21:28  توسط مهران بهروزفغانی  | 

"کثرت رسانه ها اگر با آموزش و نظم همراه نباشد و توسط افراد حرفه ای صورت نگیرد، می تواند مطبوعات کشور را با مشکلاتی همراه کند که گاهی بر طرف کردن آنها غیر ممکن است."

 "بهتر است باورهای رسانه ای را در کشور عوض کنیم. ما عادت کرده ایم که در زمان کاستی، از دیگران و به خصوص دولت ایراد بگیریم و مشکلات را بر گردن دولت بگذاریم، در صورتی که اول باید آگاهی و معلومات خود را بالا ببریم و بعد از دیگران عیب جویی کنیم."

متن کامل مصاحبه تلفنی من با خبرگزاری دانا( ۰۸ مرداد۱۳۹۲) را در ادامه بخوانید.

خبرگزاری دانا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1392ساعت 19:39  توسط مهران بهروزفغانی  | 

"همشهري بچه‌ها" دوساله شد. روزهاي تولدش را يادم هست. همه چيز از چند خط يادداشت شروع شد. بعد هم ايده‌اي كه شكل اجرايي گرفت و بار و بنديل كار هم جور شد. حامد سليماني هميشه ايده‌هاي خوبي دارد. در كنارش هم دوستاني خوش‌فكر و خلاق بودند؛ شاپور حاتمي، با خورجين قلم‌مويش و كيف گرافيكي‌اش دست به‌كار شد. خانم نوشين بابازاده هم به گروه پيوست. هزار تا اسم ديگر هم هست.

آماده‌سازي نشريه مخصوص بچه‌ها كار آساني نيست. براي همين هم در تاريخ مطبوعات ايران چه بسيار نشريه‌هايي كه آمدند و اولش خوب شروع كردند ولي عاقبت بخير نشدند. همشهري بچه‌ها اما نبايد گرفتار چنين آفتي مي‌شد. پس خانم مرجان فولادوند كه نويسنده و پايه‌گذار كارهاي فرهنگي مهمي بوده هم به  سردبيري پيوست. او نه‌تنها بچه‌ها را خوب مي‌شناسد، انتشار نشريه براي بچه‌ها را هم خوب مي‌داند. تا به امروز دونفر آدم خوش‌فكر و كاربلد شدند سردبير همشهري بچه‌ها؛ حامد سليماني و مرجان فولادوند.

همشهري بچه‌ها اين روزها دوساله مي‌شود. قرار شده همين جمعه هشتم شهريور از ساعت 3 تا 8 شب همه دوستدارانش را در فرهنگسراي اشراق دور هم جمع كند. بازي و مسابقه و نقاشي، نمايشگاه تصويرسازي و برنامه‌هاي ديگر مثل مسابقه هم تدارك ديده‌اند. دست آخر كيك هم نوش جان مي‌كنيد.

همشهري بچه‌ها من را ياد سال‌هاي نوشتن در آفتابگردان و دوچرخه و چندتايي نشريه كودك و نوجوان مي‌اندازد. هر وقت ورق‌اش مي‌زنم ياد بچه‌هاي سبدي بازار تجريش و كوره‌پزخانه‌هاي اطراف تهران مي‌افتم كه قصه‌هايشان را نوشتم. ياد روستاي دزك در بلوچستان مي‌افتم كه روزهايي را با بچه‌هايش زندگي كردم.

اميدوارم تا زماني كه بچه‌‌اي در اين دنيا هست، همشهري بچه‌ها هم باشد و براي همه ايران بنويسد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1392ساعت 16:40  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

ماه عسل احسان علیخانی هم تمام شد ولی همه این برنامه متعلق به او و به نام او نیست. چه بسیار تماشاچی‌هایی که نشستند و برنامه را دیدند؛ شاید هم گریه کردند یا از شادمانی زیاد ذوق‌مرگ شدند. با همه این‌ها که دیدیم و این جا هم می نویسم اصرار دارم که این برنامه ملک طلق علیخانی نیست. کمتر کسی از پشت صحنه و پشت پرده خبر دارد. کمتر کسی می داند که برای آوردن بیشتر میهمان‌ها چه کسی و یا چه کسانی بیشترین دلواپسی را داشتند. گوشه مختصری از این دغدغه و دلواپسی را در همشهری جوان تاریخ ۱۹ یا ۲۰ مرداد ماه بخوانید ولی آنجا هم همه ماجرا را ننوشتند. من اما به دقت از پشت صحنه و پشت پرده ماه عسل خبر دارم. می دانم خانم مریم نوابی‌نژاد چه دردسره کشید و چه بی‌مهری‌ها دید تا برنامه نوشته و دیده شود. الحق و النصاف تقابل آدم‌ها باعث شده بود این برنامه دیده و تماشایی شود.

حرف‌هایم درباره آقا امین است؛ گنده‌لات روزگار قدیم. آمد توی برنامه با همسرش. بدون اینکه گاردش را ببندد برایمان حرف زد و حرف زد. گفت و گفت تا به ما بفهماند لات بودن‌هایش نتیجه ای برایش نداشته جز بدنی سیاه و پر از چاله‌چوله‌های سوغات تیغ و تیزی. آقا امین آمد تا به خانواده‌ها حالی کند که حالا "ماه‌عسل" گنده‌لات ها هم از راه رسیده.

آقا امین داشت بی‌پروا می گفت و توبه‌نامه تلویزیونی‌اش را هم امضا می کرد که مجری دو میهمان جدید آورد؛ کسانی که روزگاری با امین و امین‌ها پنجه در پنجه انداخته بودند. عربده‌ها را خوابانده بودند و حالا ماه عسل آنها هم از راه رسیده بود.

همینطور که دارید این نوشته را مزه‌مزه می کنید، نکته ای را هم بنویسم: به دقت اگر نگاه می‌کردی، با آمدن دو چهره جدید، که کاملا بدون اطلاع آقا امین بوده، ابروهایش درهم شد و گره افتاد به‌شان. خودش را جم کرد. کوچک شد و آب رفت. شاید آرزو می کرد که اژدهای نقش بسته روی بدنش بیدار می شد. اما خالکوبی‌های امین هم خواب بود. آقا امین از دیدن‌ دو مهمان جاخورده بود، اگر خوب می‌دیدی این صحنه‌ها را می‌فهمیدی که لات روزگار قدیم دل‌به دلش نیست تا یک جوری از زیر نگاه‌ها در برود. بی‌تاب بود. اگر حرف می‌زد قطعا لکنت داشت که داشت، وقتی زبان باز کرد این را می فهمیدی. آمد از خاطراتش بگوید ولی نگاه‌ها سنگین بود. بی‌تاب شده بود. لکنت داشت. شرم داشت شاید هم که می‌ترسید. ولله داشت تمام می کرد.

مجری اما هیچ کمک‌اش نکرد. گذاشت زیر همه نگاه‌ها خرد شود. گذاشت بیشتر از همیشه بشکند. و من همه اش دنبال یک اتفاق یا یک معجزه بودم تا آقاامین را از گودال تصویر و شرم بیرون بکشد. صدای خرد شدن استخوان‌هایش را می‌توانستی بشنوی. امین داشت تمام می‌کرد که کودکی وارد صحنه شد. نوه‌اش بود. پشت صحنه نشسته بود و حالا کادر را کنار زده بود و آمده بود به داد پدربزرگ‌اش برسدَ شاید.

آقا امین با دیدن نوه‌اش دوباره نفس کشید. زنده شد و لبخندش شکست روی دلهره، روی شرم، روی دو مهمان جدید. آقا امین فهمید که باید کاری کند و با آمدن نوه‌اش رفت پشت او قایم شد. رفت تا گم شود. بعد از آن نشست و فقط گوش داد و تا پایان برنامه چند جمله‌ای هم گفت که نمی گفت اگر حالا من چیزی دیگری می نوشتم. چند جمله گفت ولی دیگر سوژه داغ ماه‌عسل نشد.

مریم نوابی را به خاطر همین خلاقیت‌هایش می‌ستایم. می‌دانست سوژه با آمدن و دیدن دو مامور و دو مهمان جدید برنامه لال می‌شود. نوابی‌نژاد خوب می‌دانست نوه آقا امین کجا به درد برنامه می‌خورد. آخر او روزنامه‌نگار اجتماعی است؛ چیزی که این روزها تخم‌اش را ملخ خورده.  برای همین است که اصرار دارم ماه‌عسل فقط دست‌پخت احسان علیخانی نیست. ماه‌عسل علیخانی تمام شده ولی کار نوابی‌نژاد تازه شروع شده. از او می‌توان برای ساخت مجموعه مستندهای اثرگذار اجتماعی استفاده‌ها کرد. یا اگر خودش قدر خودش را بداند باید دفتری بزند و فیلم کوتاه مستند بسازد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1392ساعت 15:27  توسط مهران بهروزفغانی  | 


بعد از اينكه با تعدادي از دوستان نتوانستيم به نظر مشترك برسيم و كلاس‌هاي آموزش روزنامه‌نگاري راه اندازي كنيم _ اين هم نتيجه كارجمعي است! _ حالا و خلاصه تصميم گرفتم تنهايي اين كار را انجام بدم؛ يعني براساس آنچه كه در ذهن دارم، كلاس‌هاي گروهي براي سازمان‌ها و شركت‌ها و يا علاقه‌مندان راه‌اندازي كنم. نمونه‌هاي بسيار خوب و نابي دارم كه طي سال‌هاي قديم و جديد جمع‌آوري كرده ام و حالا فكر كنم وقتش هست كه از آنها براي آموزش و بازآموزي استفاده كنم.

تا چند روز از همه علاقه‌منداني كه اين نوشته، شما بخوان اطلاعيه، را مي‌خوانند مي خواهم تا اگر نظر يا پيشنهادي براي برگزاري بهتر و مفيدتر دارند، مطرح كنند. همينجا نظرتان را برايم بنويسيد و يا به پست الكترونيك‌ام ارسال كنيد. به زودي و بعد از جمع‌بندي آنها به ياري خدا استارت كار را مي زنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1392ساعت 21:23  توسط مهران بهروزفغانی  | 

جلسه نقد و بررسي كتاب "سياست هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در 8 كشور فراصنعتي" تاليف دكتر "اميرعبدالرضا سپنجي" عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و عضو انجمن علمی دین رسانه و کودک با حضور دكتر هادي خانيكي (عضو هيات علمي گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي) و دكتر مسعودكوثري (عضو هيات علمي گروه ارتباطات دانشگاه تهران) در اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی برگزار می‌شود.

اين نشست 18 تير ماه جاري ساعت 5 عصر در نشاني خيابان وليعصر، بالاتر از شهيد بهشتي، كوچه دل افروز، پلاك  30 طبقه زير همكف برگزار مي‌شود. دانشگاهيان و اعضاء انجمن دین رسانه و کودك در اين نشست حضور دارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1392ساعت 15:43  توسط مهران بهروزفغانی  | 

روزنامه‌نگاري در دوره اخير سه مدل را تجربه مي‌كند. اين سه مدل نتيجه آنچيزي است كه برخي مميزي خودخواسته مي‌نامند. سه مدل: «تجربه‌اندیش»، «عافیت‌اندیش» و «مصلحت‌اندیش» . در شرایط فعلی تجربه‌های ارزشمندی اتفاق می‌افتد که اگر روزنامه‌نگاري در مدل «تجربه‌اندیش» فعاليت كند، به‌دنبال معادل‌های خوب مي‌گردد.

اينها برگرفته از مصاحبه با خانم داداشلو، خبرنگار محترم خبرگزاري ايسناست. از ايشون بابت امانت‌داري در انتقال آنچه كه گفتم، متشكرم.

متن كامل درباره روزنامه‌نگاري «تجربه‌اندیش»، «عافیت‌اندیش» و «مصلحت‌اندیش» را در ادامه بخونيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 18 خرداد1392ساعت 13:35  توسط مهران بهروزفغانی  | 

کتاب «تیترنویسی» به قلم دكتر مجید رضائیان نخستین پژوهش نظری، تجربی با موضوع تیترنویسی از سوی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها منتشر شد. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این کتاب كه در 13 فصل تنظیم شده، حاصل تجربه و تلاش استاد مجید رضاییان در عرصه روزنامه‌نگاری، سردبیری و تیترنویسی در مطبوعات کشور است.



ادامه را بخوانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1392ساعت 15:55  توسط مهران بهروزفغانی  | 

اين روزها كه بازار تهيه نامه و طومار و نيز جمع‌‌آوري امضا داغ شده، برخي كاملا به عمد و در اندك مواردي به سهو، نامت را پاي نامه و طوماري مي‌نويسند و بدون اينكه روحت هم خبر داشته باشد، مي‌بيني وسط يك معركه‌اي! همينجا رسما اعلام مي‌كنم هيچ نامه و طوماري را امضا نكرده‌ام و اگر موردي باشد، به مانند ديگر نوشته‌هاي اين وبلاگ، خودم به صراحت و آشكارا مي‌نويسم و اعلام مي‌كنم. اينطوري بهتر است. پس آنچه اينجا مي‌نويسم، ملاك ارزيابي و قضاوت است نه آنچه برخي اينور و آنور نقل مي‌كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1392ساعت 15:51  توسط مهران بهروزفغانی 

 امروز یا که دیروز، تولد یک قوطی پرسروصدا بود. یک قوطی که روزگاری برای خیلی ها همه چیز بود. تخیل و معجزه چه بسا. و صدایش که برای خیلی ها هنوز با خاطره هایی همراه است.

رادیو در ایران ۷۲ ساله شد، با همه صداهایی که از میانه چرخاندن یک قرقره و چند سیم، خیال مان را پرواز می داد. رادیو هنوز هم پر راز و رمز است ولی حالا فقط یک قوطی نیست.

همان اول ها که بچه بودیم، من و هم سن و سال هایم را می گویم، رادیو و صداهایی که از آن بیرون می ریخت، پر از رمز و راز بود. اینکه کسی که آنجا نشسته و دارد حرف می زند، چه قیافه ای دارد؟ همه این حرف ها را که مثل بلبل می ریزد توی گوش مان، آیا از روی نوشته می خواند؟ و دهها سئوال بیش از آنچه امروز درباره رادیو و کاربردهایش داریم.

واقعا رادیو معجزه بود. رادیو کمک می کرد تا خیال مان را تا کجاها پرواز بدهیم. رادیو به ما کمک می کرد شبیه سازی کنیم و جاهای خالی را پر کنیم. نوشته های رادیو محکم بود و حرف های زیادی برای گفتن داشت. صاحبان صداها و آنها که برای مان می نوشتند و دهها ساعت زندگی ات را پر می کردند، فقط صدا نبودند، تاریخ هم بودند، جغرافیا هم بودند، قصه و لطیفه هم بودند. رادیو و آنها که کار می کردند به اندازه قواره امکاناتشان ولی با تمام وجود، نیازهای آن زمانت را پر می کردند: غیرمستقیم آموزش می دادند، دانستنی هایت را اضافه می کردند، روحت را جلا می دادند با موسیقی و هزار و ده نکته و تکنیک و برنامه دیگر.

تلویزیون که آمد اگرچه رادیو قدری کنار کشید ولی دوری و دلتنگی هایش خیلی زیاد نبود. هم رادیو دوباره خودش را پیدا کرد و هم شنونده هایش فهمیدند تلویزیون همه خیال هایشان را پرواز نمی دهد. تصویر البته جذاب بود ولی تلویزیون گویی همه مردم عالم را لخت و بی نوا کرد. تلویزیون همه ما را گروگان گرفت، اصلا رویاهایمان را برد، و هرچه خیال داشتیم  از ما گرفت. و تو هنوز هم تماشاچیانی را می بینی که خیال هایشان را به تصویر می فروشند.

رادیو اگر نبود مطمئن هستم دنیا چیزی و چیزهایی کم داشت. رادیو اگر نبود، ذهن خیلی از مردم همینجور صاف و دست نخورده باقی می ماند.

 رادیو بزرگترین کمک را به انسان کرد. رادیو به ما کمک کرد تا به بی نهایت ها فکر کنیم. رادیو داستان پردازی را به ما یاد داد. و یاد داد چطور در محدودیت ها و معذوریت ها، فکرمان را به طرف دنیاهای بی سقف و بی زمان و مکان پرتاب کنیم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1392ساعت 13:50  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

اگرچه مدتی است بی کار نشسته ام، به کار خودم می پردازم و علاقه ای هم برای خواندن خبرهای سیاسی این روزها ندارم، ولی باید نکته ای را درباره نظرخواهی و نظرسنجی بگویم.

این روزها رسانه های زیادی از نتایج نظرخواهی و نظرسنجی برای تولید و ن.شتن خبرهایشان استفاده می کنند. ولی کاربرد این دو کلمه با هم تفاوت دارد، همانطور که میان استفاده از اطلاعیه، اعلامیه و بیانیه تفاوت هست.

در نظرخواهی فقط یک موضوع با پاسخ های مشخص بلی و خیر پرسیده می شود ولی در نظرسنجی تنها با پاسخ های بلی و خیر مواجه نیستیم. موضوع نظرسنجی می تواند بیش از یک مورد/ رویکرد باشد ولی درباره آن موضوع، با طرح سئوالات متفاوت و تقریبا همه جانبه، اطلاعات بیشتری از طرف نظرسنجی پرسیده می شود و با استفاده از نتایج تقریبا جامع و کامل تر، والبته توصیفی، رویکرد تحلیلی به موضوع می دهیم.

پس با استفاده از نتایج یک نظرسنجی(که تقریبا شرایط اش را گفتم)، مطلب و گزارش یک رسانه، رویکرد تحلیلی پیدا می کند.

بیشترین کاربرد نظرسنجی و نتایج آن در رسانه های غیرخبری مانند هفته نامه، ماهنامه و سالنامه است. البته کاربردهای دیگری هم برای برنامه ریزی های رسانه ای دارد.

 

     

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1392ساعت 13:8  توسط مهران بهروزفغانی  | 

۱۷ روز گذشت و الان عرض می کنم سال نو مبارک. امیدوارم همگی سالم و تندرست باشید و تا
آخر سال هم با همین روح و روان سالم، رونق کسب و کارتان سکه باشد. البته اگر مثل من تعداد بی شماری معوقه داشته باشید که خدا بهتان رحم کند. بگذریم...
 
اگر روح و روان سلامت بماند، کار تازه ای را که از اواخر سال ۹۱ مقدماتش را شروع کرده ام، امسال به پایان می رسانم و  آن هم مجموعه ای درباره شرح عکس نویسی است.
این کار برای نخستین بار است که به صورت شناسایی منابع و ماخذ و در قالب کتاب آماده می شود و همه حرف کتاب درباره مبانی و اصول معتبر و رایج علمی و تجربی شرح عکس نویسی است. به هر حال، شرح عکس‌نویسی در مطبوعات اصول و قواعدی دارد؛ شرح عکس‌نویسی در مجله با شرح عکس‌نویسی در روزنامه‌ تفاوت می‌کند. این ‌کار در سایت‌ها هم تفاوت دارد.
 
خبر آماده سازی، ترجمه و تالیف اش را خبرگزاری ایسنا (خانم باقری زحمت کشید) منتشر کرده و شرح جزییاتش را می توانید در بخش ادامه بخوانید و اگر منبع و ماخذی را می شناسید و می دانید، لطفا معرفی کنید.
 
متن کامل خبر را بخوانید.
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1392ساعت 15:46  توسط مهران بهروزفغانی  | 

گفت و گو با سایت مرکز آموزش و پژوهش موسسه همشهری(مدرسه همشهری) درباره تبلیغات برای کودکان

وقتی کودک در سن رشد و شکل‌گیری شخصیت و الگوپذیری قرار دارد و با حجم آگهی‌های نه چندان موافق با سن و شرایط ذهنی خود مواجه می‌شود، توان و قدرت درک و تحلیل نداشته و به سختی می‌تواند تشخیص دهد که نیازهای او کدام است. به راحتی درک نمی‌کند که واقعیت چگونه می‌تواند تغییر کند.

سواد رسانه‌ای، کلیدواژه مهمی برای رفع یا کاهش التهاب ضربه و تومور تبلیغات ناصحیح برای کودکان است. اگر همه والدین، خیلی آگاهانه با موضوع تبلیغات تجاری رسانه‌ها، توجه و برخورد کنند و در ابتدا خودشان آموزش ببینید که همه محتوای تبلیغات واقعیت نبوده و به نوعی ایجاد نیاز بیشتر و در نهایت خرید بیشتر است، کودک‌شان هم آسوده تر زندگی می کند. والدین ایرانی باید درک کنند که در تبلیغات تجاری در ایران، اغراق و افراط حرف اول را می زند.

با تشکر از سرکارخانم مهدیه شکری.

متن کامل را در ادامه بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1392ساعت 14:58  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

کتاب «مبانی سواد رسانه‌ای» منتشر شد  و در دسترس دانش‌پژوهان و علاقه مندان به مباحث علوم ارتباطات و حوزه رسانه قرار گرفت. این کتاب که بوسیله دکتر صدیقه ببران، افسون حضرتی و مهران بهروزفغانی ترجمه شده، تلاشی است برای معرفی مبانی و مفاهیم نظری و عملیاتی "سواد رسانه‌ای". این مجموعه سعی دارد با ارائه چشم‌اندازی وسیع و روشن، مخاطبین را در شناختن دقیق تر «دنیای واقعی» از «دنیای رسانه‌ای» راهنمایی کند.

با توجه به ضرورت تبیین مبانی نظری نوین حوزه علوم ارتباطات و رسانه، «کتاب مبانی سواد رسانه­ای» ترجمه­ای است از فصول برگزیده کتاب ارزشمند «سواد رسانه­ای» دکتر جیمز پاتر که ویرایش پنجم آن توسط انتشارات سیج در سال 2010 میلادی انتشار یافته است. این کتاب در 6 فصل، مبانی اساسی سواد رسانه­ای را مورد بررسی قرار می‌دهد.

علاقه مندان می توانند کتاب «مبانی سوادرسانه‌ای» را در کتابفروشی های معتبر خریداری کنند و یا با مؤسسه ندای فرهنگ مشرق زمین به شماره تلفن 88724500 تماس بگیرند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 20 بهمن1391ساعت 12:59  توسط مهران بهروزفغانی  | 

مطالب قدیمی‌تر