دفتر مطالعات و برنامهريزي رسانهها نسخه ديجيتال طرح تحقيقي «پيام آفرينان مطبوعات ايران» به كوشش دكتر مهدي محسنيانراد و همكارانشان را منتشر كرد.
شماره 45 ماهنامه علمي تخصصي «راديو» منتشر شد.اين نشريه علمي به شكل تخصصي مطالب گوناگوني را درباره راديو ارائه ميكند.
رسانه ها و انتخابات دهم _ 1
شروع مبارزه های انتخاباتی فرصت بسیار خوب و غنیمتی است برای پژوهشگران وسایل ارتباط جمعی و روزنامه نگاران اهل دقت تا همه تاکتیک ها و تکنیک های رسانه های حامی و طرفدار و یا بی طرف در این کارزار را بررسی کنند.
هیچ شهروند و هموطنی د ر این مدت کوتاه حتی اگر هم نمی خواست، نمی توانست بی طرف و بی خبر بماند. در این شرایط، بیش از هر زمان دیگر رسانه های ذینفع له یا علیه کاندیدایی، عمدتا به صورت هدفمند دست به کار شدند تا اولا مخاطبان را ترغیب و اقناع کنند برای رای دادن به کاندیدای مورد نظرشان و دوم اینکه، بر تعداد مخاطبان خود بیفزایند.
طبیعی است برای این کار، باید روشمند عمل کرد که کردند. دانش رسانه ای برای به هدف زدن،القا، ترغیب و اقناع افکار عمومی، تکنیک ها و تاکتیک های خبری و رسانه ای باید به همین دردها بخورد.
این وسط بحث "اخلاق" مطرح است که خیلی صریح باید بگویم اگر حرفه ای نگاه کنیم، برای رسیدن به این هدف یعنی برتری، جایی برای اخلاق گرایی نمی ماند. اگر هم موافق این نظر من نیستید، قدری تامل کنید. گفتم "اگر حرفه ای نگاه کنید". پس اعتراض نکنید مگر اینکه دلیل و برهان داشته باشید برای رد آن.
اگر تا اینجا موافق هستید، ادامه این مطلب را بخوانید وگرنه به دیگران پیشنهاد کنید.
شنیدن برخی حرف ها که ما اسمش را می گذاریم حقیقت، تلخ است ولی کسی دنبال تایید این حقیقت نمی رود. همین که می شنویم فلانی درباره بهمانی اینجوری گفته، برایمان حجت می شود. دلیلش معلوم است. همیشه منتظریم کسانی دنبال حقیقت بروند و نتیجه اش را به ما بگویند. این همان نقطه ای است که رسانه ها هر کاری که هدفشان اجازه دهد با مخاطب می کنند.
خب حالا احتمالا به این نقطه مشترک می رسیم که زندگی در جهان محاصره شده به واسطه این رسانه ها،با همه ترفندها و شیوه هایی که به کار می گیرند، خیل راحت تر می شد اگر این نکته ها را نمی دانستیم.
هنوز هم دیر نشده. انهایی که امکان جمع آوری این محتواها (شامل فیلم مناظره ها و مصاحبه هاُ فایل صوتی، متن پیامک ها و...)را داشته و دارند، به تدریج منتشر کنند.
تاریخ این دوره رقابت ها تکرار نمی شود.
بهتره از همين الان به فكر تيترهاي روز بعد از انتخابات باشيد.با رعايت تمامي اصول و قواعد تبليغات سياسي و اصول حرفه اي روزنامه نگاري اين كار رو انجام بدين و با تصور اينكه كانديداي مورد نظرتان پيروز شده، تيتر بزنيد. اميدوارم همه مشاركت كنند.
برایم سئوال بود که ناظر پخش متوجه این موسیقی نشده؟ بخش بازبینی جطور؟ سازنده این آگهی چطور؟ بعد یادم افتاد که چندی پیش یکی از سازمان های متولی امور فرهنگی، هشدار داده بود که هرگونه همکاری با این شبکه خارجی، مشارکت در براندازی است.
خب، همیشه تبصره هایی هم وجود دارد. اینطور نیست؟!
«تاريخ تحولات اجتماعي راديو در ايران» نوشته رضا مختاري اصفهاني روانه بازار كتاب شد. اين اثر نگاهي به تحولات اجتماعي راديو در سالهای قرن جاری خورشیدی دارد و تاثیرات رادیو را به عنوانی ابزاری مدرن در شکلدهی به ذهنیتی جدید در ایرانیان بررسی میکند.
واكاوي هنجارهای ارتباطی 11 قرن ایران با تكيه بر ضربالمثلها
کلمه سبز، خواندنی است، با قوت و ضعفی که هر روزنامه ای در ابتدای کارش و انتشارش دارد. پس این نقص آن نیست که برعکس.
روزنامه نگارانی که نامشان در شناسنامه اش حک شده، هر کدام در زمینه ای تبحر دارند و روزنامه موفق می تواند چنین باشد: کنار هم جمع شدن و بازنمایی هنر و تخصصی که هر یک دارند. کار جمعی همان پاشنه آشیل ما ایرانیان است.
محتوای کلمه سبز در صفحه های مختلف، خواندنی ها دارد و می توانی بیش از یک روزنامه تازه انتشار یافته، بر صفحاتش تامل کنی.
اگرچه زودهنگام است ولی برای جامعه ایرانی عادت نداشته به مطالعه روزنامه و نشریه، باید تیترهای خبری نوشت نه تیترهای استنباطی که آرمانگرایی را هدف قرار می دهد. باید مخاطب را مستقیم هدف قرار داد. دلایل بسیار دارد که فرصتش اینجا نیست.
در شرایط کنونی که ستاد میرحسین معتقد است رسانه و ابزار تبلیغ ندارد، چنان فراگیر و بلندفریاد که گفته می شود جناح دیگر دارد، کلمه سبز باید صفحه اول خود را از تیترهای خبری سرشار و مخاطبش را سیراب کند. برای مثال، آنکه تازه می خواهد بداند میرحسین چه می گوید و او چه نانی بر سفره اش می گذارد (تصور کنید در جامعه ای که شرط برنده شدن در هر مسابقه ای توجه به توده هاست)، تیتر "حقوق بشر و آزادی، آرمان صالحان" رسا نیست.
هر آنچه گفتم، برداشت نخستم از نخستین شماره کلمه سبز است. باید به تازه تولد و تازه واردی، مهلت داد فربه تر شود و کلمه سبز می تواند.
پس تاکيد داريد که در هيچ کدام از تصميمات پدرتان در مقام تصميم گيرنده اول دستگاه ورزش کشور نقش نداشتهايد؟
دقيقا، در جماعت غيردولتي و حتي در مواردي دولتي بنده را به عنوان يک تحليلگر ميشناسند و آنهايي که بنده را ميشناسند در جريان هستند که توانايي تحليل مسيرها را دارم و گهگاهي نظر شخصيام را به عنوان فرزند به پدرم انتقال ميدهم. پدرم درگاههاي اطلاعاتي گسترده و متعددي دارد که شايد معاونان، رئيس دفتر، برخي کارشناسان و حتي برخي اشخاص معتمدش را نيز شامل شود که بنده نيز يکي از اين اشخاص هستم. بنابراين اگر شخصي برکنار شد يا انتصاب شد، نميتواند نتيجه مشاوره بنده باشد و تصور ميکنم عدهاي سعي کردند بحث مشاوره را با دخالت، يکي کنند و همين مساله اين حواشي را ايجاد کرد.
اين مساله به علت اتفاقاتي است که همزمان يا پس از جلسات شما با پدرتان به وقوع پيوسته است؛ تصور نميکنيد که ناظران اين اتفاقات بدون توجه از کنار چنين همزماني بگذرند؟
...
این مصاحبه را بدون هدف و غرض خاصی به لحاظ گرایش های سیاسی تنها به عنوان نمونه ای خوب انتخاب کرده ام. بررسی این نمونه تنها هدف آموزشی دارد. یکی از معدود مصاحبه هایی است که در مدت اخیر در رسانه ها انجام و به شکل حرفه ای و قوی سایت تابناک(تابناک ورزشی) منتشر شده است. به چند دلیل:
۱- خبرنگار پرسش هایش را دقیق و بدون تعارف مطرح کرده است.
۲- استفاده درست و بجا از اطلاعات تلفیقی در باب ورزش و پیوند آن با تحولات سیاسی
۳- خبرنگار با توجه در دست داشتن اطلاعات موثق خود، که گاه با احتیاط مطرح شان می کند، لازم نمی بیند برای مچ گیری، لحن تند و پرخاشگرانه ای به کار بندد.(این موضوع در ریتم نوشته مشخص است)
۴- مصاحبه شونده بر پاسخ هایش کاملا مسلط است و نقش هماوردی در مقابل مصاحبه کننده دارد.
۵- مصاحبه شونده نقش آگاه و فعال دارد. به پرسش ها با قاطعیت پاسخ می دهد. و اینچنین روند مصاحبه پیش می رود.
۶- به عنوان ناظر بی طرف می توان از صراحت لهجه مصاحبه شونده نیز لذت برد. حتی جایی که موضوعی را انکار می کند. و با ترفندی حرفه ای توپ را به زمین شخص یا اشخاص دیگر می اندازد.
و نکته های دیگر که در روزهای آینده واکاوی اش می کنیم.
۲۷ اردیبهشت ۸۸ - خبرآنلاین: «اگر فردی آنقدر نابغه است که میتواند در هفته یک مقاله علمی بنویسد، باید آنقدر عمیق شود که لااقل بتواند یک مشکل را به صورت جدی رفع کند. مگر بورن، پاستور، نیوتن و گالیله 700 مقاله نوشتهاند؟!»
فصلنامه علمي – ترويجي رسانه از بهار امسال به صورت موضوعي (ويژه نامه) منتشر نميشود. از ابتداي سال ۱۳۸۸هر شماره، به چاپ مجموعهاي از مقالات پژوهشي اختصاص مييابد.
به گزارش روابطعمومي دفتر مطالعات و برنامهريزي رسانهها، اين تصميم با نظر مشورتي اعضاي شوراي علمي فصلنامه اتخاذ گرديد تا امكان مشاركت بيشتر نويسندگان و پژوهشگران در ارائه مقالات فراهم گردد.
شايان ذكر است شماره ۷۶ فصلنامه رسانه ( زمستان 87)، آخرين شماره به روش انتشار موضوعي است كه به موضوع «رسانهها و انقلاب اسلامي» اختصاص دارد.
محورهاي موضوع «رسانهها و انقلاب اسلامي» به شرح زير است:
• انقلاب اسلامي و زيرساختهاي ارتباطي: نقش ارتباطات سنتي در پيامرساني انقلاب اسلامي
• تأثير انقلاب اسلامي در نظريه پردازيهاي ارتباط و توسعه
• ضرورت نظريهپردازي ارتباطي با رويكرد ديني و اسلامي
• الگوي مطلوب رسانهاي بر اساس ارزشهاي فرهنگي و ديني
• دستاوردهاي انقلاب اسلامي در توسعه كمي و كيفي شبكههاي ارتباطي و محصولات رسانهاي»
• بازنمايي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي در رسانههاي غرب
• استراتژي رسانهاي در مواجهه با تصويرسازي منفي رسانههاي غرب
• رسانه، بيداري اسلامي و مقاومت فرهنگي در عرصه جهاني شدن
• اخلاق رسانهاي در نظام اسلامي
نويسندگان و پژوهشگران ميتوانند مقالات خود را تا پانزدهم خرداد ۱۳۸۸ به دفتر مطالعات و برنامه ريزي رسانهها و يا به نشاني info@rasaneh.org ارسال كنند.
با توجه به تغيير روش انتشار فصلنامه رسانه، از شماره ۷۷ فصلنامه رسانه، فراخوان مقاله ارايه نخواهد شد.
۱- ...در حال حاضر تنها يك دستگاه خودروي آتشنشاني به صورت شبانهروزي در نمايشگاه مستقر شده است كه در ايام برگزاري طبق توافقات صورت گرفته حجم اين تعداد افزايش مييابد.
۲- ... وي با اشاره به استقبال خوب مخاطبان از كتابهاي منتشر شده گويا در اين سايت، افزود: «كتابهايي كه تاكنون بروي اين سايت قرار داده شدهاند، با استقبال خوبي از سوي مخاطبان روبرو شده است.»
۳- .. يگانه، اصليترين مشكل كتاب كودك در ايران را كتابخوانی دانست و ...
نمونه های فراوانی از این بدیهی و تکراری نویسی ها هست. مورد سوم که این سالها بسیار نوشته می شود.
غريبه نيست. دور نيست. ميشناسياش. ميخوانياش. مينامياش. همه او اما نصيب دیگران شده. نقش «ديو» و «دد» را داشتهايم براي او. و او از ما «ملول» گشته.
از «مولانا» سخن ميگويم. او كه عشق و عرفانش همه از جنس نور است و حكمت. او كه از جنس ني و نجواست و در قمار عاشقانهاي، بيآن كه بخواهد و بداند که پيروز ميدان است يا كه نه، طريق «شمس» گرفت و تن را و روح را آزاد كرد....
از نظر من نوشته سادۀ یك شهروند علاقمند به سرنوشت كشور در پشت شیشۀ مغازهاش دلنشینترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است.
همه چیز را در کلمه بخوانید.
كتاب را بست و جورابها را تا زير زانو بالا كشيد. چهار تا كتاب و خودكار انداخت توي كولهپشتي و مطمئن شد امروز هم به اتوبوس نميرسد. اما خوشحال بود كه به قولش عمل كرده و كتابدار مدرسه، امروز به جاي يك جلد، دو جلد كتاب امانت ميدهد. تا رسيدن به مدرسه، چند صفحهاي از كتاب را دوباره زيرچشمي ورانداز كرد. دلش ميخواست جاي قهرمان داستان، ميتوانست چند زنداني ديگر را هم آزاد كند. دلش حسابي از زندانبان خون بود كه از غذاي بدبخت بيچارههاي دربند توي قلعه هم دزدي ميكند. اما قهرمان داستان خوب حالي ازشان گرفته بود....
«گزارشگري درست» اثر «آبراهام آميدور» با ترجمه سالومه ابطحي،داراي نمونههاي بسيار خوبي در زمينه گزارشگري است.
او كتاب «گزارشگران برتر» اثر «ديويد رندال» را در دست ترجمه دارد. در اين اثر به شرح حال و زندگي حرفهاي 13 گزارشگر نامدار كه از سوي رندال انتخاب شدهاند، پرداخته و درباره آثار و شيوه كاري آنها بحث شده است.
و اما «آدمي به نام مامانتوف»، اين كتاب درباره به توپ بستن مجلس ايران در سال 1287 و در دوره محمدعلي شاه است. گزارش اين واقعه با قلم گزارشگری روس به نام «مامانتوف» به رشته تحرير درآمده است.