تبليغاتX
روزانه
روزنامه نگاری، ارتباطات و روابط عمومی
نشست «چالش‌های روزنامه‌نگاری کودک و نوجوان» که دیروز در نمایشگاه کتاب برگزار شد. گزارش خبری خبرگزاری "ایبنا" از مباحث این نشست را منتشر می کنم. ولی باید این توضیح را بدهم که بخش های بیشتری از سخنانی که در این نشست مطرح کردم را مفصل تر خواهم نوشت تا صغری و کبرای حرف هایم مشخص تر باشد.

***

کارکردهای مطبوعات کودک و نوجوان یکی از مباحث مطرح‌شده در نشست «چالش‌های روزنامه‌نگاری کودک و نوجوان»( 22 ارديبهشت 1391 ) بود. مهران بهروزفغانی، مدرس روزنامه‌نگاری دراین‌باره گفت: مطبوعات کودک و نوجوان باید مانند قلاب ماهیگیری عمل کنند. اطلاعات، مثل طعمه ریخته می‌شوند، خواننده به این اطلاعات نوک می‌زند و آن‌ها را می‌خواند و سراغ کتاب می‌رود .

بهروزفغانی ارتقای سطح سواد رسانه‌ای را یکی از اهداف مطبوعات کودک و نوجوان دانست و گفت: همه ابزارهای روزنامه‌نگاری، هنرها، حیله‌ها و ترفندها باید در خدمت آموزش مهارت خواندن، نوشتن و تشخیص اندیشه درست از نادرست قرار گیرند. توانایی‌هایی که به آن سواد رسانه‌ای می‌گویند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 14:22  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 
قرار شده فردا جمعه(۲۲ اردیبهشت ۹۱) همراه با سیدعلی کاشفی خوانساری(نویسنده و پژوهشگر تاریخ مطبوعات کودک و نوجوان) و البته دهها سمت و فعالیت دیگر که دارد، درباره «چالش های پیش روی روزنامه‌نگاری کودک و نوجوان»  صحبت کنیم.
 
این نشست ساعت 11 تا 13 جمعه در سرای کودک نمایشگاه کتاب در مصلای تهران برگزار می‌شود.

قرار بوده تا همکار و دوست خوبم حمید باباوند هم در این نشست حاضر باشد که احتمالا تهران نیست که بیاید.

محل دقیق این نشست، سرای اهل قلم کودک و نوجوان واقع در طبقه دوم شبستان مصلاست.
به امید دیدار با علاقه مندان به مباحث رسانه و ارتباطات و آینده پژوهی روزنامه نگاری کودکان و نوجوانان.

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 اردیبهشت1391ساعت 13:31  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

کتاب «مبانی سواد رسانه‌ای» همزمان با بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران منتشر شد  و در دسترس دانش‌پژوهان و علاقه مندان به مباحث علوم ارتباطات و حوزه رسانه قرار گرفت.

این کتاب که بوسیله دکتر صدیقه ببران و همکاران او افسون حضرتی و مهران بهروزفغانی ترجمه شده است؛ تلاشی است برای معرفی مبانی و مفاهیم نظری و عملیاتی "سواد رسانه‌ای". این مجموعه سعی دارد با ارائه چشم‌اندازی وسیع و روشن، مخاطبین را در تمیز «دنیای واقعی» از «دنیای رسانه‌ای» راهنمایی کند.

با توجه به ضرورت تبیین مبانی نظری نوین حوزه علوم ارتباطات و رسانه، «کتاب مبانی سواد رسانه­ای» ترجمه­ای است از فصول برگزیده کتاب ارزشمند «سواد رسانه­ای» دکتر جیمز پاتر که ویرایش پنجم آن توسط انتشارات سیج در سال 2010 میلادی انتشار یافته است. این کتاب در 6 فصل، مبانی اساسی سواد رسانه­ای را مورد بررسی قرار می‌دهد.

در فصل اول، ضرورت و علل نیاز سواد رسانه­ای و ضرورت افزایش آن تشریح و تبیین شده است. فصل دوم با بیان تفاوت­های اساسی در مفاهیم حوزه رسانه، به تعریف سواد رسانه­ای، اهداف، ویژگی­ها و ابعاد آن می‌پردازد. در فصل سوم، مدل سواد رسانه­ای به همراه اجزاء و عناصر آن مورد تجزیه و تحلیل قرار می­گیرد. فصل چهارم به تشریح چگونگی نیل به توسعه و رشد سواد رسانه­ای پرداخته و توسعه مهارت‌های سواد رسانه‌ای را همگام با مراحل و ابعاد رشد و توانایی­های طبیعی افراد از کودکی تا بزرگسالی تشریح می‌کند. در فصل پنجم با هدف تبیین تفاوت‌های دنیای واقعی از دنیای رسانه­ای، به تشریح واقعیت و ابعاد آن و ویژگی‌های دنیای رسانه­ای از دیدگاه مخاطبان و برنامه­سازان پرداخته، و در نهایت به اهمیت سواد رسانه‌ای پی می­بریم. با توجه به اینکه کتاب حاضر قرار است به عنوان یک مرجع در اختیار دانش‌پژوهان حوزه رسانه قرار گیرد، فصل ششم با رویکرد به کارگیری مؤثر مهارت­های سواد رسانه­ای در حوزه خبر، تدوین شده است.

علاقه مندان می توانند کتاب «مبانی سواد رسانه‌ای» را در روزهای برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران تهیه کنند و یا با مؤسسه ندای فرهنگ مشرق زمین به شماره تلفن 88724500 تماس بگیرند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 اردیبهشت1391ساعت 11:5  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

برای شعرهایش که چاپ نشد؛سروده حسین قندی 

بی تاب شد. بلند شد. آسیمه سر، دیده بان شد روی سرپنجه های نازک پایی که سالها پیش شکست. روی پایش بند نبود؛ که هیچ وقت نبود. جای مان تنگ بود و جمعیت زیاد. عرشه کوچک بود ولی دریا بزرگ. نگاهت که سر می خورد، دریا همه جا ریخته بود و آخرین موجی که باد خنک را به تنت می چسباند، یادت می آورد که حواله زمستان به کیش هم رسیده.

***

باید بهارانه هم که شده چیز دیگری می نوشتم که نشد. روزهای اول سال به اندازه همه سال خواندم و فرصت بهارانه در بهار در نرسید. این نوشته را هم پیش از نوروز به خواست روزنامه آرمان نوشتم که خوشبختانه چاپ نکرد. انتظاری هم نبوده و نیست. نه طلبکارم ازشان نه بدهکارم بهشان. خلاف تیتر مطلب، خواستید تا به آخرش بخوانید. یادی است از استادی و شعرهایش که دوست داشت روزی منتشر شود. مهران بهروزفغانی

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1391ساعت 17:29  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

بالابلند خاکستری روشن، چشم های گیرا، که گاه ریز می کند برای رد شدن ابرهای سیگار. خاکستری پوش صورت صاف با کیف هارولد، و دندان های صدفی که رژه می روند بعد از شکستن خنده ای که هنوز بر لب دارد یا که داشت.

این یادداشت روزهای گذشته به یاد استاد حسین قندی برای روزنامه شرق نوشته و در همین روزنامه منتشر شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 22:4  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

یونان ریپورترـ ۲۶ ژانویه ۲۰۱۲

وزیر فرهنگ و گردشگری یونان اعلام کرد در حرکتی هماهنگ با جشنواره فیلم تسالونیکی، بخش جایزه بین المللی فیلم "تئو آنجلوپولوس" افزوده می شود.

این جایزه به منظور گرامیداشت آنجلوپولوس، کارگردان فقید یونان که سه شنبه گذشته بر اثر تصادف درگذشت، پایه گذاری می شود.

به گفته وزیر فرهنگ و گردشگری یونان، این جایزه هر ساله و در جشنواره فیلم تسالونیکی اعطا می شود.

مقامات فرهنگی یونان اعتقاد دارند که آنجلوپولوس در مقام یک کارگردان، تاثیر بسیاری در میان نسلی از کارگردانان داخل و خارج یونان داشت و به دلیل نگاه های یگانه اش به وطنش و مولفه هایی همچون عشق، مهاجرت و جنگ همواره مورد احترام بسیاری از بزرگان سینما قرار داشت.

پاولوس گرولانوس، وزیر فرهنگ و گردشگری یونان در بیانیه وداع با پیکر تئو آنجلوپولوس، او را سفیر نامیرای فرهنگ کشوری معرفی کرد که معنای واقعی و درستی به واژه جبران ناپذیر داد. 

ترجمه: وبلاگ روزانه

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 بهمن1390ساعت 21:28  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

با چند ساعت تاخیر، مسئول یا مسئولان سایت رسمی تئو آنجلوپولوس، چهره این سایت را با قراردادن عکسی از پولوس و نصب نواری مشکی به نشانه عزاداری، تغییر دادند.

تئو آنجلوپولوس روز سه شنبه بر اثر تصادف و برخورد با موتورسیکلت مجروح و روانه بیمارستان شد ولی به دلیل شدت جراحات درگذشت و ادامه ساخت فیلم "دریایی دیگر" با موضوع بحران های اقتصادی در یونان نیمه تمام ماند.

با مراجعه به سایت یوتیوب می توانید کلیپ هایی را با موضوع اهدای جوایز مختلف به این کارگردان سینما تماشا کنید.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 15:56  توسط مهران بهروزفغانی  | 

تئو آنجلوپولوس کارگردان یونانی درگذشت. "تئو آنجلوپولوس" کارگردان مطرح یونانی و برنده نخل طلای جشنواره کن، روز گذشته (۲۴ ژانویه ۲۰۱۲) در هنگام فیلمبردرای آخرین فیلمش در آتن، بر اثر تصادف درگذشت.
 
تئو آنجلوپولوس کارگردان شهیریونانی درگذشت
به گزارش سینمانگار،"آنجلوپولوس" فیلمبرداری پروژه سینمایی «دریای دیگر» ر ازا ۲۶ دسامبر (پنجم دی‌ ماه)آغاز کرده بود، که زندگی به او مهلت نداد و روز گذشته بر اثر تصادف در سن ۷۷ سالگی درگذشت.

"تئو آنجلوپولوس" در سال ۱۹۳۵ در آتن پایتخت یونان به دنیا آمد.

وی تحصیلات ابتدایی را در آتن آغاز کرد اما پس مدتی آن را رها کرده و به قصد تحصیل هنر و ادبیات به دانشگاه سوربن فرانسه رفت. پس از پایان تحصیلات به کشور خود بازگشت و به عنوان یک روزنامه نگار و منتقد در یکی از روزنامه‌های یونان مشغول به کار شد، که پس از کودتا ممنوع الچاپ شد.

"آنجلوپولوس" اولین فیلمش را در ۱۹۶۷ ساخت. وی در سال ۱۹۹۸ برای فیلم «ابدیت و یک روز» برنده جایزه نخل طلای جشنواره کن شد.

 آخرین فیلمی که از "آنجلوپولوس" بر روی پرده سینما رفت، «غبار زمان» نام داشت که به عنوان دومین بخش از سه‌ گانه ناتمام «دشت گریان» در سال ۲۰۰۸ به نمایش درآمد.

«اسکندر کبیر»، «سفر به سیترا»، «پرورش دهندهء زنبور عسل»، «چشم‌ اندازی در مه»، «گام معلق لک لک» و «ابدیت و یک روز» از جمله فیلمهای "تئو آنجلوپولوس" در مقام کارگردان هستند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 بهمن1390ساعت 10:11  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

همین اول بسم الله باید بگویم که دوست نازنین به سال ها ندیده ام، "چنگیز محمودزاده"، با متانت بسیار در ابتدای ترجمه کتاب "گفتگوها"ی تئو آنجلوپولوس، کارگردان نقاش سینما، همراهی کرد و از این بابت یادگارهای بسیار از او دارم، از دستخطش تا کپی ترجمه اش، شرح مفصل تر قدردانی بابت این همکاری خوب را در خود کتاب و به وقت انتشارش، خواهم نوشت.همانطور که باید از خیلی دوستان دیگر هم قدردانی کنم. 

اما چند نکته مهم:

 ۱-  آنچه اینجا می آید تنها بخش هایی از ترجمه یک مصاحبه با استاد پولوس درباره فیلم شاهکار " چشم اندازی در مه" است. 

۲- اگر اینجا پی نویسی نیامده، به معنی غفلت من نیست. در اصل ترجمه کتاب پی نویس فراوان است.

۳- در ترجمه متن وفاداری بسیار داشته ایم. برای نمونه در ترجمه برخی نام ها، از جمله نام فیلم ها(برای نمونه به پی نویس ۶ توجه کنید، که این فیلم در ایران با نام بهشت بر فراز برلین شناخته شده است.)

 

شناخت نامه هنری آنجلوپولوس منتشر می شود.

 

***

این مصاحبه درباره فیلم "چشم اندازی در مه" وهمه نگاه های تئو آنجلوپولوس به داستان فیلم و بازی هنرپیشگان کودک و نوجوان آن است.

 

 به نظر می رسد حس نوستالژیک در فیلم هایتان احتمالاَ پایانی ندارد و می تواند تا هر کجا ادامه پیدا کند. مخاطب هم  می تواند کاملاَ آزادانه به این حس فکر کند.

-  نمی توان برای فیلم هایم پایانی در نظر گرفت. احساسم این است که همه چیز در اطرافم همچنان پا برجا می ماند، در عین حال تلاشم این است که این سکون را بشکنم تا به نقطه جدیدی برسم. اما هیچ اتفاق شوق انگیزی اطرافم نمی بینم. وقتی از اوشیما هم پرسیدم که چرا دیگر در ژاپن فیلم نمی سازد، چیزی شبیه همین حس خودم را  گفت. اوشیما می گفت که هیچ چیزی برای او شوق انگیز نیست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آذر1390ساعت 19:47  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

مثلا مقدمه:

احسان صفاپور، روزنامه نگار خوش فکر و همیشه دوست من که اتفاقا از روی نقدهایش می توان بهتر شناختنش، بعد از راه انداختن صفحه رسانه در روزنامه اعتماد، کار تازه ای کرده است و آن گفت و گو با دو نفر از استادان و پیشکسوتان روزنامه نگاری است. متن این گفت و گو، یادداشت احسان صفاپور و یادداشت خودم را اینجا آورده ام. میان هر کدام شان پیوستگی ای دیده می شود. 

***

سياستگذار روزنامه ها خبرنگارها بودند. طرز بينش آنها بود كه چطور يك خبر را تنظيم كنند تا موج خبري ايجاد شود. در همان ماجراي خانعلي كه گفته شد هم خبرنگاران نقش اساسي داشتند. اصلاهمين هم بود كه مردم به روزنامه هاي كيهان و اطلاعات اظهار علاقه مندي مي كردند. جو هم داشت روشنفكري مي شد و كيهان با اين روند همراه بود بنابراين مردم اقبال بيشتري نشان مي دادند. بعد از كودتاي 28 مرداد فضاي جامعه به يك سكون و سكوت فرو رفته بود. پس اين خبرهاي خاص بود كه به روزنامه هويت مي داد و باعث محبوبيت مي شد. يا مثلامحاكمه خسرو گلسرخي در آن زمان خيلي سر و صدا كرده بود.

دسترسی به یادداشت های مرتبط:

  نباشند دل مان دوره گرد مي شود

به این سادگی ها هم نیست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1390ساعت 20:57  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

متن ساده زیر را از سایت یاهو انتخاب کردم. ۷ راه برای کسانی که دنبال کار می گردند و می خواهند در یک مصاحبه استخدامی موفق باشند البته باید  مراقب باشید که خرابکاری نکنید. پس چه بسا عکس ان را انجام دهید، موفق می شوید. متن زیر بیان روانی دارد و زیاد با لغت‌های دشوار مواجه نمی شوید. با خواندن این مهارت ها متوجه نکته های مهمی می شوید که هنگام مصاحبه های خبری به کار می آیند.

 

Oct 10, 2011 at 11:24

By Liz Ryan, Kiplinger.com

There are several ways job-seekers can trip themselves up during the job search process.

From saying the wrong thing during a phone screening to forgetting a key piece of information about a potential employer during a face-to-face interview, a single misstep can ruin any chance an applicant might have at getting hired.

Here are seven major mistakes a job candidate might make that can prolong a job search.

Talking Too Much

At the onset of a job search, it's natural for a applicant to want to give 110%. Be mindful, however, that being too eager can hurt you just as much as not trying at all.
Before you even begin to apply to jobs, you should have a strong knowledge of how much people like you are getting paid at companies like the ones you're targeting.

Visit sites like Salary.com, Payscale.com and Glassdoor.com to find out how much your skills are worth. That way, when a hiring manager asks, "What are you looking to earn?", you'll be able to respond with a solid number. You should also update your resume and include reminders throughout of the dollars you have earned or saved for previous employers, and be sure to note the big projects you?ve worked on.


Losing Focus During an Interview

It's natural to feel a bit nervous before an interview. What's not OK is to let those nerves get the best of you when meeting face-to-face with a hiring manager.

Remember to stay focused on the conversation at hand, even though your mind might be screaming "Was that a good answer?" A clear sign that you're losing your cool is rambling. Dragging on about one topic is not the best way to present yourself.

Employers hire people they have confidence in, not people who second-guess themselves. As the interviewer asks you a question, ask yourself, "What does he really want to learn through my answer?" That will help you compose a response that is thoughtful and concise.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1390ساعت 20:52  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

احسان صفاپور

گفت وگوي من با محمد بلوري و نوشيروان كيهاني زاده در سالروز پنجاه و پنجمين سال روزنامه نگاري اين دو نفر اتفاق افتاد. يعني در اواخر مردادماه، شهريور 1336 تا الان. اگر از خوانندگان روزنامه اعتماد باشيد مي دانيد كه اين دو هنوز هم مي نويسند و در روزنامه ما ستون دارند. اما آنچه پيش چشم شماست همه گفت وگوي ما نيست. به قول آقاي بلوري يك مشت، نمونه خروار خاطره و تجربه است. محمد بلوري بازمانده نسل طلايي كيهان است و نوشيروان كيهاني زاده از نسل درخشان روزنامه اطلاعات.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 18:39  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

حیف است بعضی آدم‌ها بمیرند، حیف است.

واژه‌ها موم بودند در دستانش. ذهنش هر وقت که می‌خارید، سینه‌اش را هر وقت که صاف می‌کرد، می‌دانستی زبانش بار آورده و قلمش دارد می‌زاید. پخته خبرنگار ما، آستین‌اش را که بالا می‌زد، فقط باید از گوشه تحریریه‌ تماشایش می‌کردی که واژه‌ها چطور برایش رژه می‌روند.«احمد آرمون»[1] دانشکده‌ای نرفته بود، به خیالم. مدرکی هم به‌اش آویزان نبود که قمپز در کند. اما واژه‌ها را خوب می‌شناخت، خبر را در بزنگاه شکار می‌کرد.

این یادداشت را برای صفحه رسانه روزنامه اعتماد نوشتم که با مدیریت احسان صفاپور چند ماهی است دارد نفس می کشد. این یادداشت امروز (۵ مهر ماه ۱۳۹۰) منتشر شده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 مهر1390ساعت 14:46  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

گل آقا، واقعا "دو کلمه حرف حساب" داشت. از روزنامه اطلاعات شروع کرده بود و مدت ها که گذشت، دید حرف هایش مردم را خوش آمده و دولت و ساختار حکومت هم مشکلی ندارند که هیچ، اتفاقا از حرف حق و حساب، حمایت هم می کنند. این شده بود دو کلمه حرف حساب. قصه نمی گویم، روایتی است از قدرت خبر. پس ادامه را بخوانید.

***

این یادداشت را برای روزنامه اعتماد نوشتم که امروز / هشتم شهریور ۹۰ در صفحه رسانه این روزنامه منتشر شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 شهریور1390ساعت 18:46  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 این یادداشت را برای صفحه رسانه روزنامه اعتماد نوشتم که سه شنبه چهارم مرداد ماه ۹۰ منتشر شد.

***

تصور‌ اينکه روزگاری یک کمک‌ویراستار جوان، صاحب صدها نشریه و دهها شبکه خبری رادیویی و تلویزیونی شود، شاید در ذهن من و شما سخت باشد، اما برای خود "راپرت مرداک" چنین نبوده و نیست.

 پیر مرد 80 ساله که حرفه "رسانه داری" را همچون یک ارثیه خانوادگی، تا به‌اين سن و سال ادامه داده، خیلی زود نکته‌هایی را دریافت که دیگر رسانه داران دولتی و خصوصی، یا خوابش را ن‌‌مي‌دیدند یا دیر به فکرشان رسید. کلید ماجرا، درک‌اين موضوع بود که رسانه به طرز شگفت انگیزی "طلسم" ‌‌مي‌کند، "جادوگر" است و "شعبده" ‌‌مي‌کند. فقط باید بدانی کجا و برای چه کسانی، چه خوراکی را در یک بسته‌بندی خیره کننده، جذاب و فریبنده کنی. یا بهتر بگوییم، وقتی رسانه‌اي در اختیار داری و‌اين همه هم رقیب، یا طعمه را جوری بگذار تا از تشنگان، دلربایی کنی یا به دنبال شغل دیگر برو. مرداک چنین فهمید و چنين هم کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 8 مرداد1390ساعت 17:30  توسط مهران بهروزفغانی  | 

ایبنا هم برایم تمام شد. مثل بعضی جاهای دیگر که کار کردم. ایبنا برایم فرصت خوبی بود تا ادم های جدیدی را بشناسم و ببینم چطور می توان تجربه را به برخی که علاقه دارند بشنود، منتقل کرد. برخی که اصلا اهل تامل و تجربه نیستند هم که کاری ندارم. وجدانم راحت است تا به امروز هر چه که اموخته ام و لازم بوده، در جاهایی که کار کرده ام، به اهلش گفته ام. از اینکه بیش از ۴ سال در ایبنا کار کرده ام خوشحالم. از اینکه از اشتباهات دیگران فرصت اموختن پیدا کردم هم خوشحالم. دنیای به این بزرگی، جا برای ادم ها، بسیار دارد، این ما هستیم که باید انتخاب کنیم. خواستی همینجا که هستی بمان، نخواستی برو. خانه و کاشانه ات را عوض کن. مهم تر از همه این است که ذهن و ضمیرت را اول از همه عوض کنی. ایبنا روزهای خوش زیاد داشت، نه به اندازه میراث خبر(سی.اچ.ان) البته. اما در نوع خودش ایبنا، یک زندگی بود و نکته هایی که شنیدنی بوده و هست. برای همه ماندگان در ایبنا آرزوی توفیق روشن ضمیری در دل و ذهن دارم. 
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 تیر1390ساعت 15:30  توسط مهران بهروزفغانی  | 

 

 این یادداشت را برای صفحه رسانه روزنامه اعتماد نوشتم که سه شنبه هفتم تیرماه ۹۰ منتشر شد.

***

مخاطب اين روزهاي تكنولوژي‌زده، بايد با چشم و گوشي‌باز، و ذهن و ضميري برخاسته از انديشه انتقادي، به حوزه زندگي، كار، قضاوت ديگران، رفتار با هم‌نوع و ارزشيابي نظام فكري و اجرايي يك ساختار و طيف نگاه كند. او براي رفع گرسنگي، غذاي خوب و مفيد مي‌خواهد تا ميل كند، نه اينكه هر چه برايش مهيا شد، ببلعد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 تیر1390ساعت 17:36  توسط مهران بهروزفغانی  | 

چهارمین همایش بین‌المللی زبانشناسی ایرانی 26 تا 29 خرداد در دانشگاه اوپسالای سوئد برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وبسایت دانشگاه «اوپسالا»، در این همایش دوسالانه، محققانی از سراسر دنیا به ارائه مقاله، نمایش پوستر و بحث و تبادل نظر در خصوص آخرین یافته‌ها در مورد زبان‌های ایرانی خواهند پرداخت.

این همایش طیف گسترده‌ای از حوزه‌های گوناگون زبان‌شناسی نظیر نحو، معناشناسی، ساخت‌واژه، واج‌شناسی، گویش‌شناسی، زبانشناسی تاریخی و زبانشناسی رایانه‌ای و غیره را دربرمی‌گیرد.

از چند استاد برای ایراد سخنرانی دعوت شده است؛ سخنرانان دعوت شده به همایش امسال عبارتند از: پروفسور بو اوتاس از دانشگاه اوپسالای سوئد، دکتر محمد دبیرمقدم استاد دانشگاه علامه طبابایی و دکتر علی درزی استاد دانشگاه تهران.

ادامه را اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 خرداد1390ساعت 10:29  توسط مهران بهروزفغانی  | 

همایش ماهانه انجمن کتابداری با عنوان «ای سی تی و مدیریت دانایی» با سخنرانی شهیندخت خوارزمی استاد روابط عمومی الکترونیک و عضو هیئت رئیسه انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی اول تیرماه برگزار می‌شود.

این همایش چهارشنبه اول تیرماه ساعت 16:30 تا 19 در سازمان سناد و کتابخانه ملی واقع در تهران، بزرگراه حقانی (محور غرب به شرق)، بعد از ایستگاه مترو میرداماد، بلوار کتابخانه ملی با حضور همه علاقه‌مندان به مباحث این همایش برگزار خواهد شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 خرداد1390ساعت 10:24  توسط مهران بهروزفغانی  | 

تابناک امروز(۳ خرداد ۹۰) نوشت: تمامی روزنامه‌های صبح امروز با تیترهای خاطره انگیز خبر درگذشت ناصر حجازی را منعکس کردند.

روزنامه گل: عقاب از شهر کلاغ ها پرید

90: راحت شدی، خسته عاصی 

خبر ورزشی: عقاب از قفس پرید 

ملت ما: پرواز عقاب آسیا به آسمان آبی 

شرق: حجازی رفت، اسطوره ماند 

روزگار" خداحافظ آقای اعتراض 

بامداد: آخرین پرواز عقاب فرود نداشت 

خراسان: ناصر حجازی دار فانی را وداع گفت 

آرمان: پرواز ناصر حجازی به آسمان آبی؛ اسطوره نمی میرد 

آفتاب یزد: سیمرغ پرواز کرد

ایران: وداع با اسطوره فوتبال، فردا در آزادی

 جام جم: فردا، وداع با دروازه بان فراموش ناشدنی ایران

 هفت صبح: پرواز آخر اسطوره

 وطن امروز: خداحافظ شماره یک 

جوان: آخرین پرواز عقاب آسیا

 رسالت: این داستان مردی است که کرنش بلند نبود

 فرهیختگان: آخرین پرواز اسطوره

 قدس، عقاب به آسمان رفت

 تهران امروز: حجازی رفت

 دنیای اقتصاد: خاموشی چشم و چراغ فوتبال

 جهان صنعت: ناصرخان خداحافظ

 ابرار: خداحافظ اسطوره

 اطلاعات: اسطوره فوتبال ایران درگذشت

 کیهان: ناصر حجازی درگذشت

 جمهوری اسلامی: ناصر حجازی درگذشت

 بیشتر این جمله ها یا عبارت ها مناسب نام فیلم اند تا تیتر روزنامه و خبرگزاری. بعضی روزنامه ها که کلا از فرایند اطلاع رسانی این دوره و زمانه عقب هستند و با اینکه مردم از ظهر دیروز خبر درگذشت ناصر حجازی را بارها و بارها در سایت ها خوانده و از رادیو و تلویزیون شنیده اند، تازه امروز صبح خبر درگذشت او را منتشر کرده اند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 خرداد1390ساعت 12:24  توسط مهران بهروزفغانی  |