تبليغاتX
روزانه
روزانه
نقد مهران بهروز فغانی بر نوشته های آزار دهنده مطبوعات و دیگر رسانه ها
خبر
هفته‌نامه‌ "اطلاعات و ارتباطات" به صاحب‌امتيازي و مديرمسوولي «احمد توكلي» مجوز انتشار دریافت کرد.
با وبلاگ ایشان که آشنا هستید. رو در رو
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 18:26  توسط مهران   | 

باز هم صفت / گرم یا سرد
ایسنا : " ... در اين نشست كه با حضور بيش از 50 نماينده‌ مجلس در يك فضاي صميمانه و گرم صورت گرفت، نمايندگان ضمن بيان ديدگاه‌ها، نگراني‌ها...
...آقاي خاتمي در اين ديدار در بيانات خود ضمن تقدير از نمايندگان و استقبال گرم از اين نشست، ضمن تاييد نگراني نمايندگان..."

حتی اگر خبرنگاری در مراسم باشد، چگونه می توان گرم یا سرد بودن را انداز گیری کرد و این فضا را نوشت. آیا کلمه صمیمانه می تواند درست باشد؟ در نگاه اول استفاده از این صفت هم بر اساس اصول روزنامه نگاری سنتی، نه تنها توصیه نمی شود بلکه نادرست است.
دلیل واضح آن به کار نبردن صفت در خبر است. 
آیا نمی توان تصور کرد که در میان بیش از ۵۰ نفری که به حضور خاتمی رسیده اند، حتی دستکم یک نفر، این فضا را سرد توصیف کند.
کلمه تقدیر هم که دیگر روسیاه شده است.
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 18:17  توسط مهران   | 

توطئه علیه وحید پوراستاد
چاقو که زیر گلویم قرار گرقت دیگر حال خودم را نفهمیدم . بی صفتی که وحشیانه از پشت سر حمله ور شد و تا به خودم بییایم  تیزی یک چاقو  زیر گلویم زمان را برایم مسکوت کرد...

چهار صد متر مانده به سر ویلا و کنار دیوار کلیسا به ضربه ای شدید به پشتم یک آن زیر گلویم چاقویی را احساس کردم که گفت حرف بزنی کشتمت!
دیگر حال خودم را نفهمیدم انگار تو اون چند ثانیه زمان متوقف شده باشد من چیزی یادم نمی یاد فقط همین مقدار یادم می یاد که گلاویز شدیم و پخش زمین و فریاد... و چیزی از تو دستم رها شد. عینکم از چشمم افتاده بود اما دیدم که به سرعت موتور سواری کنار خیابان ایستاد و کسی که با چاقو بود سریع پشت ترک موتور سوار شد و به سرعت محل را ترک کردن...

بقیه اش را اینجا بخوانید.
اصل ماجرا را بخوانید و بر روایت داستانی اش ایراد نگیرید.
2 نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 18:26  توسط مهران   | 

بی معنی نویسی
"به گفته وي بر اساس توافقات به عمل آمده با سفراي خارجه برخي كشورهاي مختلف حمل و نقل عمومي، توسعه و تجهيز مراكز تفريحي همچون «لويزان» و «كوهساران» با سرمايه‌گذاري خارجي در دست اقدام است." 

کشورهای مختلف یعنی چه؟

 
وي پس از اين بازديد تعامل و همفكري بين مسؤولان شهري و صاحبان صنعت چوب و واحدهاي تجاري را در جهت شكوفا شدن استعدادهاي بزرگ تجاري خواستار شد.

خواستار شد. (جمله سازی و عبارت بافی صدا و سیما که به روزنامه ها و خبرگزرای ها سرایت کرده است)

قالیباف همچنين در بازديد از بزرگترين پاركينك طبقاتي منطقه 17 كه تاثير بسزايي در كاهش ترافيك اين منطقه تجاري و حل مشكل پاركينگ دارد نيز بازديد به عمل آورد.


اصل خبر را مطالعه کنید پر از بازدید و از اینجور کلمه ها و عبارت هاست.
2 نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 18:2  توسط مهران   | 

درب درب درب
" استرا گفت كه اگر ايران آماده باشد كه به درخواست‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به طور كامل عمل كند، درب براي راه حلي كه از طريق مذاكرات حاصل شود، دوباره باز خواهد شد. "

چندی پیش این خبر را در ایسنا خواندم. باز هم:  درب  درب  درب 
حتما با این جمله کوتاه که بسیاری از مغازه داران روی در محل کسبه شان می نویسند، آشنا هستید: لطفا درب را ببندید.
حالا که نمی شود به بسیاری از خبرنگاران آموزش داد که نوشتن درب را فراموش کنند، بهتر است به بسیاری از مغازه داران بگوییم که بیایند و درست نویسی را رعایت کنند. باور کنید آنها زودتر روزنامه نگار می شوند.

2 نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 17:46  توسط مهران   | 

اسبق و سابق
ایرادی که می تواند به چشم خیلی ها نیاید، انهم از روزنامه ای که تنها بعضی روزها با میل و اراده می خرم:
...معصومه ابتكار نخستين مشاور زن رئيس جمهور ايران در دوران محمد خاتمى و رئيس اسبق سازمان محيط زيست ايران، در دومين دوره اهداى جايزه بين المللى «قهرمان زمين» سال ،۲۰۰۶ موفق به دريافت اين جايزه محيط زيستى شد...
تعجب می کنم چطور است که نویسنده تفاوت سابق و اسبق را نمی دانسته و یا شاید به سهو چنین خطایی رخ داده است. خطایی که ممکن است فرصت جبرانش دیگر ایجاد نشود.
چرا؟
مهم ترین دلیلش این است که ممکن است خواننده امروز روزنامه شرق که تفاوت میان این دو کلمه و کاربردهایش را تمییز نمی دهد، فردا خواننده این روزنامه نباشد و به این ترتیب کاربرد ناصحیحی را به خاطر بسپارد.
همه می دانیم ابتکار رییس سابق است. همانطور که خاتمی رییس جمهوری سابق و اکبر هاشمی رفسنجانی رییس جمهوری اسبق است.
مدت زمان سپری شده بر طول مدت کاری، تفاوت کاربرد دو کلمه را تعیین می کند.

2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 11:25  توسط مهران   | 

سفر به وطنم / نوروزی
بعد از یکسال روزهای آخر نوروز را به وطنم سفر کردم، رشت. همه چیز خیلی عوض شده . رنگ و لعاب تازه گرفت. بوی سفال سقف هایش برایم طعم زندگی می دهد.بوی باران . یاد گذشته های بسیار دور.
روز اول بعد از دانشجو شدن در دانشگاه علامه ـ تهران لعنتی ـ یک روز در کتاب فروشی زیر شهرداری رشت وانمد می کردم که دنبال کتابهای مهمی می گردم. آقایی بلند بالا با جذبه و کاریزماتیک گرم صحبت با کتابفروش بود و من پرسیدم کتاب " یک بستر و دو رویا " نوشته آندره فونتن را دارید؟ کاریزما گفت: شما علوم سیاسی می خوانید؟

گفتم: نه، قرار روزنامه نگاری بخوانم . اما تازه کارم.

 گفت: توی دانشگاه پسر من را می شناسی، دکتر شمیسا.

او را نمی شناختم. اما چند ماه بعد او را شناختم. دکتر سیروس شمیسا و وقتی بیشتر پیگیر کارهایش بودم فهمیدم که او بیش از استواری و تحکمی جمله پدرش برای معرفی او ، جاودانه است.

او رمز جاودانگی را پیدا کرده بود. خواندن و خواندن و نوشتن از سر تحقیق بسیار. حالا چطور می توان جاودانه ماند؟ من هنوز به آن نرسیدم.

بگذریم. توی رشت کلی روزنامه و هفته نامه قدیمی منتشره قبل از سال ۸۵ خریدم تا ببینم نشریه هایی که سالهای دور در بعضی از آنها خبرنگاری می کردم حالا چطوری شده اند. شاید بعد از تعطیلات کسل کننده نوروز به نقد آنها ـ اگر بر و بچه های سرزمینم گلایه نکنند- بپردازم. 

راستی بهانه سرک کشیدنم به دنیای مجازی تنها پیدا کردن شماره تلفن ایمان امروز است. شاید در فرصت اندک او را ببینم.

2 نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 13:57  توسط مهران   |