۲ـ سی دی های خوب و مفیدی از نگاه و تحلیل های روزنامه نگاران حرفه ای امریکا دستم رسیده درباره کار حرفه ای، از لید نویسی برای روزنامه ها گرفته تا روزنامه نگاری تخصصی برای رادیو و تلویزیون های محلی و سراسری. شاید به تدریج ترجمه کنم یا اینکه... بی خیالش شویم. قرار نیست همه چیز را همگان بدانند. این نگاه خست آمیز است.
۳ـ همیشه به این فکر می کنم که از بین ۱۰ ـ ۱۵ نفر یا بیشتر شاگردانی که همکلاسی ابوعلی سینا بودند چرا تنها یک نفر بوعلی شد. آیا دیگران نبوغ او را نداشتند؟ حتی به این نکته هم رسیدم ابوعلی سینا مثل امروزی ها با کمک معلمان خصوصی توانسته مجالی برای بروز نبوغ خود پیدا کند. این برداشت من است. به زبان ساده اگر کلاس های خصوصی نبود او هم چه بسا بوعلی نمی شد. اما چیز دیگر اینکه خست معلم در یاد دادن نکته ها و آموخته هایش به دیگر شاگردان باعث شد تا تنها همه آنچه را که می داند به یک نفر بیاموزد. او هم شد بوعلی سینا.
این ها به معنی مخالفت با استعداد و نبوغ استاد حکیم نیست بلکه تنها طرح سئوال است.