نکته: مگر کشورهای داخلی داریم که در مقابلش می نویسیم کشورهای خارجی.
۲- خبر را که می خوانید( متاسفانه حجم خبر متناسب با حوصله کاربر وب نیست) به این پاره خبر می رسید که پیش از آن هیچ اشاره به آن نشده است: در بخشي از اين اطلاعيه تاکيد شده است ...
کدام اطلاعیه؟
۳- همچنین در پاره اول خبر (لید خبر) آمده: مجموعه بزرگي از شعر و سروده هاي فارسي از ايرانيان مقيم خارج از کشور در يک کتاب واحد گردآوری و چاپ مي شود.
سئوال: آیا شعر سرودنی نیست؟ چه تفاوتی میان شعر و سروده های دیگر وجود دارد؟ دیگر اینکه، منظور از یک کتاب واحد چیست؟ آیا یک، همان واحد نیست؟
- آقاي كوثر! اجازه مي دهيد؟
** براي چه. براي رفتن يا دوباره پرسيدن؟
- براي گفتن يك چيز، يك راز و پرسيدن يك احساس. وقتي كه يك روز، نمي دانم چه زماني، چه ساعتي، اما در اين اتاق ديگر باز نمي شود، كليدي در قفلش نمي چرخد و نفسي در هوايش نمي پيچيد. آن وقت، نمي دانم بامداد است يا كه شب گير، شفق است يا كه فلق، اما ديگر «كوثري» نيست. او رفته و اين همه ايام تنها مانده است. من كه دلم سخت مي گيرد.
** بايد رفت. من هم فكر كرده ام به مرگ، به رفتن. همه اينها را مرور كرده ام، كوه، دشت، آبخيز و سيلاب. ذرات ما بايد جهاني ديگر را بسازند.
- قبل از رفتن و خفتن چه خواهي گفت؟
** مي گويم آب، بركت زمين است و ما هنوز ناشكريم....
***
اينها را خوانديد؟ ته مانده اي از گفت و گوي ۲۱ دي ماه ۱۳۸۰ است. الان كه به گذشته نگاه مي كنم، مي دانم بايد نثرم را پخته تر كنم. زاويه ديدم را هم همينطور. نمي خواهم بگويم اين نوشته را در كارنامه ام قرار ندهيد، اتفاقا برعكس. اصرار دارم اين نوشته را همگان سخت نقد كنند. سخت. خودم در روزهاي آينده ايرادهاي بسياري از كارم مي گيرم. تا آن روز شما اين زحمت را بكشيد.