مثل این نوشته های صفحه اول روزنامه های امروز ۳۰ فروردین:
تاکید قوه قضاییه بر هماهنگی قوای سه گانه در اجرای اصل ۴۴ (جوان)
انتقاد شدیداللحن نماینده اهواز از دولت، مجلس و قوه قضاییه
پاسخ وزیری هامانه به شایعات (همبستگی)
دیدار ۱۰۰ نماینده مجلس با هاشمی رفسنجانی و شاهرودی
اظهارات تکان دهنده فرمانده نیروی انتظامی درباره معضلات اجتماعی (خراسان)
تذکر ۱۶ نماینده به رییس جمهوری (اندیشه نو)
دیدار ۱۰۰ نماینده مجلس با آیت الله هاشمی رفسنجانی (کارگزاران)
توصیه مهم آیت الله وحید به طلاب
توضیحات وزیر اطلاعات در خصوص جزایری (حزب الله)
انتقاد شدید فرمانده نیروی انتظامی از مخالفین اجرای طرح مبارزه با بد حجابی (جمهوری اسلامی)
بسیاری از این تیترها، می توانند با تغییراتی کارکرد روتیتر داشته باشند که اینچنین ناشیانه در جای تیتر نشسته اند. شاید تیترنویس این تلقی را در ذهن داشته است که با افشا نکردن یکی از برجسته ترین عناصر خبر می تواند خواننده را برای خرید روزنامه و نیز خواندن مطلب، ترغیب کند، نکته ای که تا به امروز ـ دستکم در ایران ـ هیچ پژوهشی آن را ثابت نکرده است.
از خیلی ها که نویسنده سینمایی هستند دلیل استفاده از این عبارت را (صفت) پرسیدم. می گفتند: " این عادت همه نویسندگان و خبرنگاران هنری است که اشکالی هم ندارد." و من گفتم: مگر خانم ...یا آقای... تابعیت کشور دیگری را پذیرفته که درباره شان می نویسند ایرانی.
وي ادامه داد: همچنين از آنجا كه همه مقاله هاي ارسال شده به دبيرخانه همايش قابليت عرضه در طول همايش را ندارد، قصد داريم كه همه مقاله ها را در كتابي منتشر كنيم.
تازه فهمیدیم همایش طول و عرض دارد. عجبا از این کم اطلاعی!
راستش همه روزهای تعطیل نوروز ۸۶ ، خوشبختانه در این ملک و دیار نبودم.سفر کردم به سرزمینی که تو گویی اهالی اش تاریخ بیهقی را گذاشته اند مقابلشان و با ادبیات قرن ۷ و ۸ گپ می زنند.
شنبه بود که به دوشنبه رسیدیم. شهر تعمیر می خواهد ولی هیچ کدام از مردم، الزامی بر آن نمی بینند. شهر آرام زیر بارانی که سه هفته بی وقفه بارید، چشم انتظار گردشگران ایرانی است. ایرانی ها را دوست دارند از سر صدق و صفا و البته بابت وطن، که می گویند ایران و تاجیکستان را از هم جدا کردند.
تاجیکستان روزنامه ندارد. در واقع مردم تاجیکستان این رسانه را نمی شناسند. هر چه هست هفته نامه است و تک و توک ماهنامه ای که خریدار ندارد و نویسندگانش از گروه وابسته به دولت هستند. هفته نامه هایش دو دسته است، خصوصی و مستقل و بیگانه ، که تمام حقوق تحریریه را ماهیانه می پردازند.(در این باره نوشتنی زیاد است که به تدریج برایتان می نویسم)
روزنامه نگارانش حقوق مکفی نمی گیرند. حتی وقتی برای چند نشریه می نویسند.
وقتی باران می بارد، شمارگان همان هفته نامه های خصوصی و بیگانه از ۳ هزار نسخه به ۱۵۰۰ نسخه کاهش پیدا می کند.
مردم تاجیک عطش روزنامه خوانی ندارند. مهم ترین دلیلش دلمشغولی هایی است که ۱۸ ایستگاه رادیویی و حدود ۱۲ نشریه (هفته نامه)، که همه با هزینه کشورهای غربی و اروپایی راه اندازی شده است، ایجاد کرده اند.
یکی از مهم ترین نقطه ضعف های همه نشریه های مستقل و مجله های دولتی، که ماهنامه اند، صفحه آرایی بی رنگ و لعاب شان است.
زیاد نوشتم. از حوصله خواندن فراتر است.