روتیتر: رييس سازمان اسناد و كتابخانه ملي:
تیتر: دنيا پيشرفت خود را مديون دانشمندان ايران و يونان است
لید: "نيكولاس كرلاتيس، سفير جديد يونان در جمهوري اسلامي ايران صبح امروز شنبه 20 مهرماه با علياكبر اشعري مشاور فرهنگي رئيسجمهور و رييس سازمان اسناد و كتابخانه ملي كشورمان ديدار كرد.
روابط عمومی کتابخانه ملی ایران این خبر را به همین شکل خنثی برای رسانه ها ارسال کرده است، و بیشتر آنها هم بدون دخل تصرف متن خبر را منتشر کرده اند.
لید خنثی همین است که خواندید. منتشر شدن و یا نشدنش تفاوتی نمی کند و غبطه ای بر ای کسی که خبر را نخوانده به همراه ندارد. چرا؟ چون نه حسی را در خبرنگار برمی انگیزاند برای پیگیری بیشتر موضوع و نه، شوقی در خواننده ایجاد می کند. خواننده انتظار دارد بداند نتیجه این دیدار چیست. اما با این لید، چنین انتظاری بیهوده است.
مقایسه کنید با این یکی که تقریبا بهتر نوشته شده است:چرا؟ چون دستکم به محور سخن ناقل خبر اشاره دارد.
رييس سازمان اسناد و كتابخانه ملي در ديدار «نيكولاس كرلاتيس»، سفير جديد يونان در ايران با تاكيد بر اينكه "دنيا پيشرفت خود را مديون دانشمندان ايران و يونان است"، گفت: تهران و آتن ميتوانند با توسعه روابط ميان نهادهاي فرهنگي دو كشور، روابط غنی علمي و فرهنگي گذشته را گسترش دهند.
تیتر: بهاءالدين خرمشاهي تجليل ميشود
منبع خبر، روابط عمومی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران است.
یکبار دیگر روتیتر را بخوانید و ارتباط اش را با تیتر پیدا کنید. یقینا هیچ نخواهید یافت. دو پیکره کاملا بی ارتباط و بی معنی نسبت به هم.
برپایی دوره های بازآموزی برای این مواقع خوب است، موافق نیستید؟!
ایبنا در این باره نوشته است: در اين پايگاه اطلاع رساني،جديدترين كتاب هاي حوزه ارتباطات و روزنامه نگاري براي استفاده استادان و دانشجويان ارتباطات و روزنامه نگاري معرفي مي شوند.
بخش « استادان علوم ارتباطات» ازجمله بخش هاي اين سايت است كه به معرفي استادان ايراني اين حوزه در داخل و خارج از ايران پرداخته است.
بخش «ناشران» ديگر بخش اين سايت را در بر مي گيرد كه در آن به ترتيب الفبا به معرفي ناشران حوزه ارتباطات پرداخته شده است. ديگر بخش اين پايگاه اطلاع رساني مربوط به «نقد كتاب» است كه در آن آخرين كتاب هاي اين حوزه به نقد كشيده مي شود.
كتابخانه علوم ارتباطات، اخبار ارتباطات و ارتباطات تكفا، سه بخش ديگر اين پايگاه اطلاع رساني را تشكيل مي دهد.
ساده و روان نوشتم تنها به این دلیل که نوشتن یادم نرود. ادامه را اینجا بخوانید و ایرادهایش را یادآور شوید.
مدتی است درباره ساده نویسی و روان نویسی علاقه مند و کنجکاو شده ام. نمونه های بسیاری هم جمع کرده ام که نشان می دهد(البته تحقیق علمی نشده است)، خیلی از همکاران تحریریه ها، اصول و قواعد فارسی را نمی دانند پس دشوار و نابسامان می نویسند. تازه ، آنچه را که هم می نویسند و کمتر مخاطبی با آن ارتباط برقرار می کند، "تکنیک"، "سبک" و "نثر" خود می دانند.
بگذریم، در صورت تمایل اگر نمونه هایی از دشوارنویسی دارید و یا جایی خوانده اید، برای انتشار ارسال کنید.
انتشار خاطرات امامجمعههاي شيراز و شهركرد از ...
جمع بستن نادرست، چنین است که خواندید. امامان جمعه صحیح است.
راستی شما مهد کودک را چطور جمع می بندید؟
...ما بادرشكه تا نزدیك سربازها رفتیم. آن جا پیاده شدیم.... من رفتم تا پای چوبه دار. خوب تماشا كردم. حال غریبی در خود مشاهده كردم. یعنی همان طور كه نگاه می كردم بعد از یكی دو دقیقه ، دیگر نه میرزارضا را می دیدم نه دار را، بلكه چیزهایی می دیدم كه نمی توانم بنویسم.
از غرایب این بود كه چشم های میرزا رضا پوشیده شده بود و حال آن كسی را كه خفه كنند لابد چشمهایش بیرون می آید. چه جای آن كه پوشیده بماند و صورتش هیچ تغییر نكرده بود. رنگش هم خفگی داشت. یعنی سیاه نشده بود. فقط پاهایش كبود شده بود. یا آنكه چرك و كثافت زمان حبس بود... چون مدت حبسش چهار ماه چند روز كم طول كشیده بود ریشش بلند شده بود و موی سرش هم نزدیك به سه انگشت بلند شده بود. گاهی كه موج هوا آهسته او را حركت می داد به طور غریبی به آرامی رویش از طرفی به طرفی برمی گشت. گردنش هم كمی به طرف شانه چپش كج شده بود و یك پایش از پای دیگر قدری بلندتر بود...