کلمه سبز، خواندنی است، با قوت و ضعفی که هر روزنامه ای در ابتدای کارش و انتشارش دارد. پس این نقص آن نیست که برعکس.
روزنامه نگارانی که نامشان در شناسنامه اش حک شده، هر کدام در زمینه ای تبحر دارند و روزنامه موفق می تواند چنین باشد: کنار هم جمع شدن و بازنمایی هنر و تخصصی که هر یک دارند. کار جمعی همان پاشنه آشیل ما ایرانیان است.
محتوای کلمه سبز در صفحه های مختلف، خواندنی ها دارد و می توانی بیش از یک روزنامه تازه انتشار یافته، بر صفحاتش تامل کنی.
اگرچه زودهنگام است ولی برای جامعه ایرانی عادت نداشته به مطالعه روزنامه و نشریه، باید تیترهای خبری نوشت نه تیترهای استنباطی که آرمانگرایی را هدف قرار می دهد. باید مخاطب را مستقیم هدف قرار داد. دلایل بسیار دارد که فرصتش اینجا نیست.
در شرایط کنونی که ستاد میرحسین معتقد است رسانه و ابزار تبلیغ ندارد، چنان فراگیر و بلندفریاد که گفته می شود جناح دیگر دارد، کلمه سبز باید صفحه اول خود را از تیترهای خبری سرشار و مخاطبش را سیراب کند. برای مثال، آنکه تازه می خواهد بداند میرحسین چه می گوید و او چه نانی بر سفره اش می گذارد (تصور کنید در جامعه ای که شرط برنده شدن در هر مسابقه ای توجه به توده هاست)، تیتر "حقوق بشر و آزادی، آرمان صالحان" رسا نیست.
هر آنچه گفتم، برداشت نخستم از نخستین شماره کلمه سبز است. باید به تازه تولد و تازه واردی، مهلت داد فربه تر شود و کلمه سبز می تواند.