در فصل اول اين كتاب به تاسيس راديو توسط دولت و پشبرد سياستهاي رژيم پهلوي در زمانهاي مختلف پرداخته شده. فصل دوم نيز به تحولات راديو در سه جنگ مهم: جنگ جهاني دوم، جنگ اعراب و اسرائيل و جنگ تحميلي عراق عليه ايران اختصاص دارد.
در فصل سوم با نگاهي به تحول ناسيوناليسم ايراني پس از شهريور 1320 و تاثير آن در برنامههاي راديو، و به نقش راديو در سه جنبش مهم ملي مذهبي معاصر پرداخته شده است.
فصل چهارم نيز به بررسي نقش راديو در فرهنگ سازي و همراه كردن تودهها با ايدئولوژي مورد نظر رژيم پهلوی در سالهاي مختلف پرداخته و برنامه فرهنگ مردم را از منظر سياست بومي گرايي رژيم پهلوی مورد توجه قرار داده است.
فصل پنجم نيز به شعر و موسيقي در راديو اختصاص يافته. نويسنده نكته مهم اين فصل را اينگونه بيان كرده، «با وجود اينكه درباره راديو بيشتر به موسيقي آن توجه شده است و برخي از دستاندركاران اين عرصه به قلمي كردن خاطرات خود همت گماشتهاند، ولي خلا نگاهي تاريخي، سياسي و اجتماعي به شعر و موسيقي راديو به شدت احساس ميشود. لازم است تاريخ شفاهي موسيقي راديو با نگاهي تاريخي و اشراف بر تحولات اجتماعي ايران در طول اين سالها تهيه و تحرير شود تا اين خلا در زمان حيات بازيگران اين رسانه رفع گردد».
«از كنترل راديو تا سانسور برنامه»، «سانسور» و «سياست تبليغي دولت» از بخشهاي فصل نخست اين كتاب است. به اعتقاد نويسنده راديو در ايران با سياست زاده شده و ردپاي سياست حاكم بر راديو از جنبههاي مختلف قابل مشاهده است و شايد بتوان برجستهترين آنها را سانسور دانست.
نويسنده در فصل دوم «راديو و جنگ» به «جنگ جهاني دوم و اشغال ايران»، «راديو در دوران اشغال»، «جنگ اعراب و اسرائيل»، «جنگ ايران و عراق» و «راديو جبهه» پرداخته.
به باور او، راديو زماني در ايران پا به عرصه وجود نهاده كه اروپا در شعلههاي جنگ جهاني دوم ميسوخته و سياست دولت ايران در آن زمان مبتني بر عدم پخش اخبار اين جنگ بوده است. از همين رو وقتي نيروهاي روس و انگليس از جنوب و شمال به كشور هجوم میآورند و نخست وزير «علي منصور»، براي نمايندگان مجلس از مذاكرات دولت خود با دولتهاي شوروي و انگليس براي حل درگيريهاي مرزي خبر میدهد، جامعه در بهت فرو ميرود؛ زيرا راديو و مطبوعات تا آن زمان به گونهاي عمل كرده بودند كه گويي خبري نبوده است.
در فصل سوم، نويسنده «راديو در جنبشهاي ملي و مذهبي»، «تحول ناسيوناليسم ايراني در راديو»، «جنبش ملي شدن صنعت نفت ايران از ۳۰ تير ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲»، «جنبش ضدبهايي و قيام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲» را بررسي كرده است. به گفته نويسنده، «پس از شهريور سال ۱۳۲۰ و تحولات اين دوره، ناسيوناليسم ايراني دچار تحول شده و راديو در تمركزگرايي فرهنگي و توجه به هويت مذهبي جامعه از شاخصههاي مهم اين تحول است».
نويسنده در فصل چهارم به مباحثی چون «فرهنگ و راديو»، «فرهنگسازي راديو»، «زبان فارسي» و «هويت فرهنگي»، «راديو و آموزش» و «برنامه فرهنگ مردم» پرداخته است. وي با آوردن نمونههايي، اینگونه مینویسد که راديو همچون ديگر ابزار مدرن مانند دانشگاه و راهآهن به ايران راه يافت تا ذهنيت مدرن را به افراد جامعه القا كند. بر اين مبنا راديو را نميتوان تنها يك ابزار مدرن تلقي كرد. در واقع اين رسانه جديد شيوههاي جديد زيستن و باورهاي نو را بازتوليد ميكرد.
فصل پاياني كتاب: «شعر و موسيقي در راديو»، «پيشينه تاريخي»، «شعر و موسيقي در راديو» و «شعر و موسيقي راديو پس از شهريور ۱۳۲۰» را بررسي كرده است. به باور نويسنده، در شهريور سال ۱۳۲۰، خروج رضاخان از کشور وضعيتي خاص در فضاي سياسي اجتماعي ايران به وجود آورد؛ وضعيتي كه با دوره اول مشروطه قابل مقايسه است. آزادي مطبوعات و احزاب مهمترين ويژگي اين دوره است كه اقشار گوناگون اجتماع را درگير فعاليتهاي سياسي ساخت. هنرمندان و شاعران نيز با فعاليت در مطبوعات و احزاب به ويژه حزب توده به اشاعه نظريات و آرمانهاي خود پرداختند.
ضميمه كتاب نيز از دو سند و سه مصاحبه فراهم آمده. از این میان دو سند از آرشيو جمهوري آذربايجان درباره اقدامات فرهنگي و رسانهاي دولت اتحاد جماهير شوروي براي تجزيه آذربايجان از ايران است. اقداماتي كه در سياستهاي فرهنگي و رسانهاي دولت ايران پس از پايان ماجرای فرقه دموكرات تاثير فراوان داشت.
مصاحبههايي از «سيدمحمود دعايي»، «احسان نراقي» و «امير نوري» درباره سه موضوع «راديو نهضت روحانيت»، «سياست بومي گرايي رژيم» و «شعر و موسيقي راديو» نيز پايان اين كتاب را شكل ميدهد.
كتاب «تاريخ تحولات اجتماعي راديو در ايران» نوشته رضا مختاري اصفهاني در شمارگان ۲۰۰۰ نسخه و با قيمت ۲۰۰۰ تومان از سوي دفتر پژوهشهاي راديو روانه بازار كتاب شده است.