دريا دريا را بلعيد
هميشه قرار نيست و هميشه هم نمي توان تيتر مناسب و در عين حال زيبايي نوشت؛ خاصه اينكه حالا دوست دارم براي همه اين دريانورداني كه جانشان را از دست دادند، چيزي بنويسم. دنگم گرفته حتي شده دو سه خط تيتر را تمرين كنم تا مثلا عذاب وجدانم را خلاص كنم.
اولين تيتر و سطري كه خوانديد، من را ياد استادم هميشه استادم، مرحوم آقاي حسين قندي انداخت. سال ها پيش درباره اش برايم گفته بود كه ماجرايش چيست. امروز و امشب اما كسي را ندارم برايم خاطرهاي بگويد و تيتر خوبي بنويسد و انتخاب كنم.
هواي نوشتن ندارم و باز هم براي همان عذاب وجدان لعنتي مي خوام تيتر بنويسم. ولي اين را مي دانم كه غرور اين دريانوردهاي هموطن آنقدر بزرگ و عظيم بوده كه در هيچ كلمه اي جا نمي شوند. ياد ترانهاي افتادم كه آقاي صدا مدت ها پيش با آهنگ زيبايي اجرايش كرد و آنجا مي گفت: « اونقدر بزرگ تنهايي اين مرد، كه حتي تو دريا نميشه غرقش كرد....»
هميشه نمي توان براي هر رخداد خوب و ناخوبي، تيتر مناسب و زيبايي نوشت؛ كه رسانا باشد. اگرچه به همه ما آموزش دادند در هر شرايطي بايد كار حرفهايمان را به خوبي و درستي انجام بدهيم. اگر ننويسم با اين عذاب لعنتي چه كنم؟ تنهايي مرد، غرور دريانوردان، نفتكش، حادثه، دريا، ايران، خانواده، همسر و فرزند .... و چشمهاي انتظار.... همه اينها مثل از جلوي چشمانت رژه مي روند و تو همينطور خيره ميماني... و مي داني و مي فهمي كه درياي چين از مردمت قرباني گرفته. ميداني در اخرين ثانيههاي نفس كشيدن، دلهره چه بر سر دريانوردان سرزمينت اورده... شايد هم نمي توانم و نمي توانيم تصور و تجسم كنيم.
هر چه هست و هر چه بود، درياي چين دريانوردان ما را بلعيده. نفتكش سانچي حالا در اعماق دريا آرام گرفته در حالي كه پيكر دريانوردان ما در آن جا مانده. اميدوارم خبري بيايد كه تعداد زيادي از انها زودتر از هر آتشي توانسته باشند خود را به دريا انداخته باشند و حالا كيلومترها آن طرفتر روي موجها منتظر امدادرسان ها و تيمها جستجوگر باشند. يعني ميشود خوشحالكنندهترين خبر سال 96 اين باشد؟
شايد هم بايد واقعبينتر باشم و از خيالات دور. هر چه هست و هر چه بود اين را مي دانم كه دريانوردان ايراني آدمهاي شجاعي بوده و هستند كه حاضرند اين شغل پرخطر را انتخاب كنند. من به اين غرور افتخار ميكنم و مي دانم درياي چين يا كه اقيانوس، هرچه باشد، نمي تواند همسنگ خود را در خود كند. غرور اين دريانوردها آنقدر بزرگ است كه هاضمه آبهاي عميق را توان بلعيدن آنها نيست. مگر، مگر اينكه بپذيرد « دريا دريا را بلعيد» ه است.

46 سالگی را پشت سر گذاشتم. آدمی در این سن و سال چقدر هنوز جرات دارد. ازدواج و زندگی جدید و ... خلاصه اینکه از همه چیز راضی ام. آرامش و رضایت همه سرمایه من است. امیدوارم مستدام باشند.