«انتشار سریع» خبر در رادیو و شبکه های اجتماعی متعلق به آن، کاملا شبیه رساندن سریع «نان داغ» به دست مشتری است. مشتری نان داغ و خوش طعم می خواهد و اگر از مغازه من و شما نخرد، نانوایی های زیادی هستند که مشتری را بقاپند. رادیو را مثال زدم، حالا شما به جای رادیو و کانال های تلگرام، اینستاگرام و توییتر رادیو، می توانید رسانه های خبری برخط (آنلاین) را هم در نظر بگیرید. سرعت انتشار خبر مهم است ولی باید در نهایت «دقت» خبر را نوشت و منتشرش کرد. شما حاضرید نان داغ ولی بی طعم و مزه نوش جان کنید؟ تجربه نشان داده فقط یکبار مشتری اش می شوید.
حالا به این دو ویژگی، موضوع «صفت و نسبت» دادن را هم اضافه کنید. شما حاضر هستید نان داغ بی مزه ای بخرید که اصلا رنگ و رخ خوشی هم ندارد! و اگر نان را زیر بغل بزنید، نگاه بقیه به نان و شما تغییر می کند یا جور غیرعادی نگاه تان می کنند!
چه صفتی؟ در چه شرایطی؟
در همه لایه های پیدا و پنهان زبان فارسی، می شود «ارزش گذارهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی» زیادی پیدا کرد که اصلا خوشایند نیست. نسبت دادن صفت به کسی، جمعی و مکانی آن هم در خبرنویسی نه تنها سوتفاهم ایجاد می کند، بلکه خلاف اصول و معیارهای روزنامه نگاری است. تازه اضافه کنید تعصب های ایدئولوژیک و حساسیت های سیاسی و مذهبی را.
یکی از خواننده های وبلاگم مدت ها پیش پرسیده بود « ... یعنی هیچ وقت نمی شود از صفت در خبرها استفاده کرد؟».
برایش نوشتم: البته که می توانیم در خبرنویسی از صفت استفاده کنیم ولی چه صفتی؟ در چه شرایط حقوقی؟ برای چه کسی؟ در چه مقامی؟ با چه پشتوانه فرهنگی و اجتماعی؟ در چه جایگاه مذهبی اقلیت یا اکثریت؟ و شما اضافه کنید شرط ها و استثناهای بسیاری دیگر.
مثال: صفحه های حوادث بیشتر رسانه های داخلی را که بخوانید، یک «متهم» را «مجرم» معرفی می کنند و در پاره های مختلف خبر و یا گزارش های خبری، مرتب همین صفت را می نویسند. در حالی که تا پایان جستجوهای انتظامی، پلیس و بقیه بخش های بررسی و تحقیق و در نهایت، اثبات جرم بر اساس مستندات دادگاه، نباید متهم را مجرم معرفی کرد.
واژه های ناخوشایند و تحقیرکننده؛ ارزشگذاری اخلاقی و اجتماعی!
یکی دو روز گذشته، کانال تلگرام یک شبکه رادیو_ تلویزیونی فارسی زبان خارج از ایران، خبر فوری قتل یک امام جماعت «اهل تسنن» در شمال ایران را منتشر کرد ولی بدون دقت و بسیار با عجله. تیتر این خبر این بود : یک امام جماعت سنی .... ایران به قتل رسید
واژه «سنی» در تیتر این خبر، بعد از ساعتی البته اصلاح شد و نوشتند «اهل تسنن» ولی به نظرم خیلی دیر شده بود! خبرنگار و سردبیر باید شش دانگ حواس شان را متوجه حساسیت های ایدئولوژیک، سیاسی و مذهبی می کردند. آیا دقت فدای سرعت شده است؟ در همان حال دو رادیوی دیگر(رادیو دویچوله - فارسی- و رادیو فردا) از همان ابتدا تیتر درست را انتخاب کردند، حتی «اگر» خبر را با تاخیر منتشر کردند ولی رفتارشان حرفه ای بود.
روزهای زیادی که نکته هایی اینچنین را برای بعضی خبرنگارها شرح می دادم تاکید داشتم و مثال های زیادی می زدم که واژه هایی مثل ارمنی، افغانی، سنی و ... متاسفانه شکل تحقیر دارد که طی سال های متمادی به اشتباه استفاده می شود. در حالی که الزما هدف نویسنده خبر یا سردبیر این نبوده و نیست، شاید؟! به هر حال باید همه جانبه نگاه کرد. در غیراین صورت چه تفاوتی میان رسانه های حرفه ای قابل اعتماد با کاربران شبکه های اجتماعی هست؟
به جای ارمنی و سنی باید بنویسیم: ارامنه، همزبان افغان یا افغان، اهل سنت یا اهل تسنن و ...
در حاشیه بگویم که یک سال و نیم گذشته مخالف تیتر یک گزارش بودم که سردبیرش تیتری با این مضمون زده بود: «... مادام هم نذری می پزد». گزارش درباره نذری پختن یک هموطن ارامنه ساکن تهران در مناسبت روزهای سوگواری بود. در نگاه اول تیتر مشکلی ندارد ولی بار معنایی و اشارت واژه ها، گویای نکته های دیگری است که سردبیر نوشکفته ارزشی و حمایت شده از جریان اصولگرایی مجله (نام و نشانش را از من نپرسید) می خواسته طنازی و شیطنتی بکند!
«اشارت» حرفه ای به جای متلک
برایتان گفتم که زبان فارسی لایه های پیدا و پنهان بسیاری دارد، پر از اشاره ها و کنایه های زیرپوستی که باید بین سطرهایش را خواند. باید متوجه ارزشگذاری های سیاه و سفید و جهت گیری و داوری های اخلاقی و اجتماعی اش شد. حتی اگر جسارت داشته باشم باید تاکید کنم زبان فارسی پر از متلک است که برخی از مردم در گفتگوهای روزانه شان از آن استفاده می کنند. اگرچه «متلک» در زبان فارسی به معنی «متلک» که همه ایرانی های فارسی زبان می شناسند، در محتوای روزنامه نگاری، جایگاهی ندارد. در روزنامه نگاری به جای متلک، «اشارت» داریم که در واقع همان «گوشه و کنایه» است ولی با کلمه ترکیب هایی که خیلی حرفه ای انتخاب می شوند و باید لحن خاص خودش را داشته باشد.
رعایت این نکته ها در خبرنویسی و روزنامه نگاری چاپی و غیرچاپی، رادیویی و تلویزیونی و هزار شکل دیگر اطلاع رسانی حرفه ای، سلیقه ای نیست، بلکه «ادبیات حرفه روزنامه نگاری و روزنامه نگاری حرفه ای» است؛ باید آموخت، درست نوشت و به دیگران هم گفت. متاسفانه روزنامه نگاری ایران مدت هاست گرفتار چالش های زیادی شده و مجال بیشتری برای بازکردن زخمی دیگر نیست، به همین هم باید کفایت کرد.