درباره روزنامه نگاری کودک و نوجوان ایران
به لحاظ تاریخی وقتی ضرورتهایی وجود نداشت که ایران دارای روزنامه بشود؛ اساسا نشریه و روزنامه خیلی برای مردم کاربرد نداشت و دلایل و وجاهت درست اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی برای وجود نشریه نبود، پایهها کج گذاشته شد. مردم خیلی دنبال روزنامه نبودند. حاکمان و پادشاهان هم دنبال آن نبودند و روزنامه مثل یک وسیلهی کاملا وارداتی تلقی میشد. کسی کالبدشکافی نکرد که از این نشریه چطور استفاده کنیم؟ چه کسی برای آن بنویسد؟ چه کسی استفاده کند و مصیبت های تاریخی دیگری که وجود داشت. وقتی با این پیشینه به ماجرا نگاه میکنیم، نتیجهگیری 160 سال بعد این دغدغه است که چرا روزنامهنگاری کودک و نوجوان مهم است؟ با این مصیبتهای تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و همچنین چالشهای سنت و تجدد چیز ناقصالخلقهای به نام مطبوعه منتشر شد و از ابتدا این نگاه وجود نداشت که یک گروه سنی به اسم بچهها وجود دارد. در نتیجهی همان بیتوجهیها و خردورزانه نگاه نکردن به موضوع و بلاتکلیفی بزرگسالان به اینجا میرسیم که هنوز هم در این کشور به این بزرگی و با آدمهای علاقهمند به خواندن، یک نشریه درست برای کودک و نوجوان نداریم. درحالیکه کودک امروز قرن 21 مطبوعهی کاغذی را کنار گذاشته است و با آیپد خود کار میکند. چون پایهها سفت نیست و چفت و بستها محکم، دغدغههایی به وجود میآید که این نشریات به لحاظ محتوا و کیفیت مورد نظر مخاطب هست یا نه. بچههای ما با چالشهایی مواجه هستند که شاید عقلشان زودتر کار کند ولی درکشان از دنیای اطراف به واسطه وسایل ارتباط جمعی کامل نیست. الزاما همه آدمهای این حوزه آموزش ندیده اند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ ساعت 23:19 توسط مهران بهروزفغانی
|
46 سالگی را پشت سر گذاشتم. آدمی در این سن و سال چقدر هنوز جرات دارد. ازدواج و زندگی جدید و ... خلاصه اینکه از همه چیز راضی ام. آرامش و رضایت همه سرمایه من است. امیدوارم مستدام باشند.